به سراغ من اگر مى آیید، اینجا بیایید البته با گل و شیرینى!!!!!!!!!!
به سلاامتى وام بانک مسکن درست شد، از اجاره نشینى بلاگ اسکاى در اومدیم.
یه ماچ داد و دمش گرم [ 24 ] | چهارشنبه 10 مهر ماه سال 1387 | 07:27 AM | مرجان
ترسناکترین فیلمهای ۲۰۰۹
جدیدترین فیلمهای سراسر وحشت با کیفیت عالی و زیرنویس فارسی |
کسب درآمد اینترنتی
با کمتر از ۲ ساعت کار در روز درآمدی معادل ۹۰۰.۰۰۰ تومان داشته باشید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
به سراغ من اگر مى آیید، اینجا بیایید البته با گل و شیرینى!!!!!!!!!!
به سلاامتى وام بانک مسکن درست شد، از اجاره نشینى بلاگ اسکاى در اومدیم.
یه ماچ داد و دمش گرم [ 24 ] | چهارشنبه 10 مهر ماه سال 1387 | 07:27 AM | مرجان
دیدین آدم داره تمرکز میکنه یک کارى انجام بده، یکى هى میاد رو مغزت، چه حالى بهتون دست میده؟
این مردک همکار رسما گا.یى.د این سر تا پاى من رو، بابا ول کن، هر 2 ثانیه یکبار. مرجان این باز نمیشه، مرجان PROFILE ( سافت ور تکس) با اینترنت مشکل داره، مرجان چرا اینقدر تکس این کمپانیه زیاد شده SOMETHING IS WRONG:
T2 S8 رو پر کردى؟
نه چیه؟ ( تودلم کوفته بابا 47 سال سنشه ، 25 ساله حسابداره، اونم از نوع خبره و قسم خورده )
مرجان کجا باید ADD BACK کنم؟ ( سر قبر من )
یک هووووو قاطى کردم داد کشیدم بذار این لعنتى رو تموم کنم بعدا کمکت میکنم. اما اصلا دلم نمیخواد کمکش کنم چون 2 برابر من حقوق مى گیره، به خاطر اینکه 25 سال سابقه داره. افتادم رو دنده بدجنسى شدیدا که یک کم جواب عوضى بهش بدم
از زور خستگى و فشار خباثت اینها رو اینجا نوشتم.
حالا جواب این تست رو بخونید که مرجان چه شخصیتى داره،
(تاثیر گذار، برون گرا، آرمان گرا، متفکّر)
تو یک تیپ "سیاستمدار" هستی. قوی معاشرتی و آینده نگر. تو اراده قوی و شخصیتی برونگرا داری؛ و به همین دلیل از معاشرت با دیگران لذت می بری. همچنین تو با پشتکار زیادی که داری، همیشه به دنبال اهدافت می روی. طرز فکر خلاقت به تو این اجازه را می دهد که با کمک استدلالهای غیر معمول و ایده های جدیدت که برای دیگران جذاب است، در بحثها و مذاکره ها برنده شوی، اما در پشت ظاهر این استدلالها و ایده های جدید ، ذهن تحلیلگری داری که هیچ وقت نتیجه نهایی را فراموش نمی کند. در حالی که بعضی ها ممکن است تو را آدم دغلی به حساب بیاورند، دوستان نزدیکت می دانند که تو شخص با استعدادی هستی که سزاوار بهترینها در زندگی است. |
یه ماچ داد و دمش گرم [ 19 ] | سه شنبه 9 مهر ماه سال 1387 | 5:51 PM | مرجان از عصری هم که اومدم خونه همه اش دارم این فایلها رو ریویو میکنم که فردا صبح اول وقت فاینالایزشون کنم، الان اومدم پست جدید بذارم دیدم دیگه چشمام دست خودم نیستند، نصف بیشتر کامنتها رو جواب دادم اما بازم باقی مونده،
پیشاپیش عید فطر مبارک، و تمام کسانی که این ماه رو روزه گرفتند، خسته نباشند و خدا قوت.
فردا DEADLINE آدیت خیلى از کمپانیها هست و منهم امروز شدیدا ( یعنى شما بخون شدیدددددددددددا) در اعداد و ارقام گم شدم، شرمنده که نتونستم کامنتها رو جواب بدم، اما تایید میکنم که شاید توش چیز هایى باشه که بقیه ازش اسفاده کنند، سعى میکنم هر 5 دقیقه یکبار، 30 دقیقه یا 60 دقیقه یکبار بلکه هم 180 دقیقه یکبار به یکیش جواب بدم
1- سال اول توی خوابگاه یک دانشجوی مهمان اهل تاجیکستان هم اتاقی من بود اونهم فقط برای 2 هفته که بعدا به خاطر دیر حاضر شدن مدرکش و اینکه برای دوره فوق لیسانسش میخواست بره آگرا، 2 هفته دیگه هم تمدید کرد و 4 هفته ای مهمون اتاق من بود، که ایکاش همیشه میموند. این خانم یک دوست پسر ایرانی داشت اهل خاک پاک هرمزگان، یک بچه قد بلند و نسبتا چهارشونه و درشت اندام که خیلی شوخ طبع و با حال بود و توی خوابگاه روبرویی ما ساکن بود، اونهم درسش تموم شده بود و منتظر دریافت مدرکش بود که از اونجا بره، یک روز صبح دیدم که این از خواب بیدار شد، داره از زیر تختش یک چیزی تند تند می ریزه توی ظرفی چیزی، من درست نمی دیدم که چه خبره اما به محض اینکه رو تختی رو زد بالا و در اون ظرف رو باز کرد یک بوی غلیظی پیچید توی اتاق و منهم هیچی نگفتم، این رفت بیرون و اصلا نفهمید که من بیدارم، و حدود نیمساعت بعدش برگشت با یک ماسک روی صورتش و حالا دیگه اون بو شدیدا پیچیده بود، کمی که گذشت دیدم که این به حدی صورتش زیر این ماسک کش اومده که اصلا توان حرف زدن نداره. حدود بیست دقیقه چرخید تو اتاق و بعدش رفت شست صورتش رو. بگذریم از اینکه ذاتا آدم بسیار خوشگلی بود و پوست و موی قشنگی داشت اما خوب بعد از این ماسک خیلی دیگه با حال می شد. این خانم هر روز صبح بلا استثنا کارش این بود، حدود 6 صبح بیدار میشد و این برنامه رو اجرا میکرد تنها چیزی که بود بوی ماسک ها با هم فرق میکرد، و گاهی هم رنگ هاش. حدود یک هفته که گذشت و من کم کم داشتم فکر میکردم که ازش بپرسم جریان چیه و به ما هم یاد بده و اینها که بچه ها همه دور هم جمع شدند و این خانم و دوست پسرش هم بودند. کلی حرف و شوخی و از هر دری سخنی تا اینکه این پسر شروع کرد به چشمک زدن به دختره و گفت شما حالت خوبه؟ دختره گفت آره چطور مگه؟
- نه سر حال نیستی.
* چطور مگه، من که خوبم
- باور کن خیلی خسته به نظر میایی، مخصوصا پوستت ، چقدر تیره شده، شدی شکل این هندیها و...
هی گفت و گفت، و این دخترک هی بهش می گفت حالا امشب رو در جمع دوستان لذت ببر، فردا ماسک میگذارم، اما این پسره ول کن معامله نبود، دختر خانم خوشگل ما هم همونجا طی یک عملیات ضربتی از جاش بلند شد و دستش رو محکم انداخت به جایی حساس از پسره و گفت هااااان پوست من خراب شده یا حال تو؟؟؟؟ حالا همه دارند این دو تا رو نگاه میکنن که چه خبره، این دختره هم اون یک تیکه غضروف رو ول نمیکرد، از همه چیز جالبتر هم سوراخ دماغهای پسره بود که هی گشاد تر می شد و کم کم عرق می کرد، همه مرده بودند از خنده، و فقط اون مادر مرده خجالت کشیده بود اساسی. دختره هم می گفت این بچه شرطی شده هر روز صبح یک دور میدوشمش و هر شب یک دور زنده اش میکنم ( این اصطلاح خودش بود درباره 6 ) یک امروز نتونستم برم، میگه پوستت خراب شده. بالاخره پسرک از دست این نجات پیدا کرد، و همگی قدم زنان رفتیم طرف خوابگاه. جلوی در خوابگاه که رسیدیم، بهم گفت که اگه میخوای بخوابی در رو قفل نکن، چون من میخوام برم این رو زنده کنم، تا نیم ساعت دیگه میام.
حدود یک ساعتی کشید که برگشت و من هنوز بیدار بودم و مشغول ور رفتن با کتابهام که ببینم چه خاکی باید به سرم کنم، که اینهم شنگول اومد تو. و خودش برام توضیح داد که بهترین چیز برای پوست همینه ولی چون ممکنه باعث سیاه شدن و کلفت شدن مو بشه با یک سری موادی ترکیب میکنه که هم برای پوست مناسب هستند و هم از شدت اون مایع معجزه گر کم میکنه. تازه اونموقع بود که از زیر تختش و از مواد زیر تخت پرده برداری کرد،
پودر صندل وود که به گفته خودش ترکیبش با کمی ماست و چند قطره از مایع حیات باعث پیلینگ پوست میشه و در حقیقت لایه برداری میکنه
پوست خیار خشک شده و پودر شده که اینهم با ماست و مایع جادویی ترکیب میشد
پودر گل سرخ ( همون که تو دوغ هم میریزیم ) باز هم با مواد فوق
ترکیبی از پودر زنجبیل، کمی دارچین، کمی پودر کاکائو ، و جوانه گندم خشک شده و پودر شده باز هم با ماست و چند قطره از داروی شفا بخش
و اما در آخر اگه بگم ماست و خیارش که میخورد چی بود، ماست تقریبا سفت و پر چرب با پودر گل سرخ، خیار رنده شده، ترکیبی از جوانه ماش و گندم که خشک و پودر شده بود و در آخر یک قاشق چایخوری از آب حیات بچه بندر!!!!!!!!!!!! من حالا هی قیافه عق میگرفتم اون غش غش میخندید می گفت نه بستگی به کیفیتش داره، مثلا اگه دیدی زرده ، یا خیلی کش میاد، بوی تندی داره، به درد نمیخوه فاسد است !!!!!!!!!!! استفاده نکنید. ما هم اونقدر مشغول خندیدن بودیم که وقت نکردیم ازش بخواهیم که معنی فاسد رو کامل توضیح بده.
در ادامه این خانم با سیاست تاکید کرد که، برنامه شبها به طور حرفه ای و کامل سر جاشه اما این دوست پسر من خیلی هات هست !!!!!! صبحها به بهانه ماسک تخلیه اش میکنم که فرصت CHEAT کردن نداشته باشه!!! پوست خودم هم زیبا میشه. و به همه خانمها توصیه میکرد که این مایع حیات بخش از هر طریق ممکن باید وارد بدن بشه که همه جوره اش لازمه.
من رفتم تو زغال دونی قایم بشم از دست شما که آدم رو وادار میکنید که همه چیز بگه آخه اینهم شد پست؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا برید ببینم میتونین مجانی خوشگل بشید؟
این آقایون بیان بگن که مرجان فمینیسته من دارم براتون بیزنس و فان با هم درست میکنم، یک کم قدر شناس باشید!!!!!!!!
2- گذشته از شوخی یک کار اگه حوصله کردین انجام بدین، اونم اینکه جوانه گندم، ماش و عدس رو هر کدوم جداگانه درست کنید، بعد پهن کنید تا جوانه ها خشک بشن، خشک شده اش رو با هم مخلوط کنین و کاملا پودرش کنید، توی ماست بریزید و همیشه بخورید، بسیار عالی برای پوست و رشد مو. حتی اگه توی غذاتون هم یک قاشق چایخوری بریزید هیچی نمیشه چون نه طعم داره نه رنگ نه بو اما کلی برای سلامتی و زیبایی و جوان موندن مفیده.
3- این دوست تاجیکمون هر دو هفته یکبار، 3-4 حبه سیر رو کاملا له میکرد و با مایع حیات بخش مخلوط میکرد ( هیچی دیگه توش نداشت فقط سیر و همون ) بعدش میمالید کف سرش روی موهاش، و ماساژ میداد ( خوشبختانه در طول اقامتش در اتاق من فقط یکبار اینکار رو کرد چون بوش وحشتناکه اما گفت که چند ساله هر دوهفته یکبار اینکار رو میکنه )
پ.ن:
گاهی اوقات برای یاداوری یک خاطره **منهای شیرینی و تلخیش فقط کافی است که ناخود آگاه از همان محل عبور کنی،در همان فصل پاییز و شروع برگ ریزان، نه بوی علف را حس کنی نه نوازش باد، تنها بوی استرانگ سیگار برگ که با ادکلنی مخلوط شده، تا عمق وجودت را پر کند و تو به دنبال بو سرت را میچرخانی و یادت می آید که آنروز ها گذشتند و اینها خاطره هستند، دوباره نفس بکش تا بوی خاطره ات را نگهداری، موسیقی را روشن کن و همزمان با بازدم نفست، تمام آن بو و یاد را از وجودت بریز بیرون، لبخند بزن به بوی علفهای خیس و نوازش باد را حس کن، که زندگی امروز است و خاطره ها باید فقط گاهی از گوشه ذهنت سرک بکشند که باعث نشستن لبخندی بر روی لبهایت باشند. زندگی هر لحظه اش خاطره است تلخ و شیرین، مهم این است که ما چطور از خاطراتمان یاد کنیم. با تنفسی عمیق و لبخندی زیبا یا بغضی از سر خشم و حسرت و نفسی نیمه تمام؟
**( تنها آدمهاى خاطره مشترکند نه زمان و مکان )
یه ماچ داد و دمش گرم [ 52 ] | دوشنبه 8 مهر ماه سال 1387 | 07:31 AM | مرجان
خوب در ادامه پست قبلی برای صورت و زیبایی، باز هم طبق روال پستهای گذشته از تجربیات خودم میگم و بقیه محصولات رو کاری ندارم.
ایو روشه تمام کرمهای زیبایی صورت رو بر اساس سن و نوع پوست طبقه بندی کرده، من الان دارم از کرم AGE SOLUTION استفاده میکنم که قبلا 2 تا روز و شب جدا داشت اما الان ترکیب شده در یکی و هم مال روز هست هم شب. این کرم بعد از یک مدت نه چندان طولانی خودش رو نشون میده و بسیار پوست رو زیبا میکنه. یک جوری که تقریبا برق افتاده و شفاف میشه. بگذارید اینجا یک چیزی بگم که نمیخواستم بگم اما مجبورم دیگه، شاید قدر شوهراتون رو بیشتر بدونید !!!!!!!!! اصلی ترین مواد ترکیبی این کرمهای ایو روشه همون مایع به ظاهر بی خاصیت بدن آقایون هست که هفته ای دو سه بار تقدیم میکنند و خانمها ایش ایش میکنند. لامصب اینهم معجزه میکنه ، آقایووووووووونننننن میشه 2 دقیقه در این وبلاگ رو ببندین برید بیرون؟؟؟؟؟ بذار 4 تا کلمه حرف زنونه بزنیم ، عجب گیری افتادیم. داشتم میگفتم که اگه اهل آب و آب پاشی باشید، و تجربه کرده باشید وقتی میریزه رو پوست چند ثانیه بعدش همون نقطه سفت میشه، خوب آهان دیگه ، حالا میتونی هر روز صبح قبل از رفتن سر کار و هر شب قبل از خواب، از این ماده خدادی طبیعی که بغل گوشتونه استفاده کنید و خوشگل بشین یا اینکه برید چند هزار تومن پول کرم ایو روشه بدین، انتخاب باشماست. اما استفاده کردنش راه داره ها همینجوری نه یک هو میبینی کلی ریش و سیبیل هم سبز شد رو صورتت.
بله عرض میکردم که این کرمها به دلیل وجود همون اکسیر جادویی خیلی پوست رو خوش فرم و زیبا نگه میداره.
برای تمیز کردن پوست مخصوصا با آلودگی هوای ایران، حتما یک کلینزر خوب لازم دارید، که ایو روشه چندین مدل کلینزر داره، به صورت کرم، یا ژل و یا موس که من شدیدا موسش رو توصیه میکنم. اما این اما رو جدی بگیرید، هفته ای یکبار یک ظرف حاوی یک لیوان آب رو بگذارید روی حرارت مستقیم و کمی گل بابونه خشک ( توو همه عطاریها ریخته ) و یک کم گلاب و آبلیمو هم بهش اضافه کنید و بذارید جوش بیاد بعد از اون یک حوله ای پارچه ای چیزی رو سرتون بکشید بالای سر ظرف و بگذارید بخارش به پوستتون بخوره ( بخور دادن) گل بابونه و گلاب نکات اصلی این بخور هستند چرا که باعث باز شدن منافذ پوست میشن و پاک شدن تمام اون دونه های سر سیاه که معمولا روی بینی وجود داره، اینکار با 1-2 بار انجام نمیشه اما بعد از 3-4 بار بخور دادن میبینید که کلیه سر سیاههای پوستتون پاک شده و پوست میدرخشه.
بعدش بلافاصله از همون کرم بزنید و تا هفته بعدی از همون کلینزر و کرم مرتب استفاده کنید.
برای سن بالای 35 کرم AGE SOLUTION SKIN OPTIMIZER هست که بسیار عالی عمل میکنه.
و اما یک چیز خوب دیگه که من خیلی ازش راضیم، DERMO DEEP-LINE ELIMINATOR هست که برای خطوط عمیق چهره مثل خط خنده کناره لبها یا بعضی ها که خط اخم یا چین عمیق رو پیشونیشون دارند، بسیار خوب عمل میکنه. حتی همون لحظه هم میبینید اثرش رو، در ضمن برای جای بخیه هم خیلی خوبه اما نه جای بخیه خیلی عمیق و قدیمی، بخیه معمولی، به راحتی با این کرم محو میشه ( مثل جای عمل تیرویید من روی گردنم که یک خط ظریف بود و خیلی کوچولو نزدیک به 3 سانت فقط)
این کمپانی محصولات زیادی داره و من شخصا تجربه خیلی خوب دارم باهاش. آهان یادم رفت بگم که برای بالای 40 سال هم یک سری کامل کرم داره واقعا عالیه.
این شبها اصلا دست خودم نیست از خستگی نمیتونم بشینم، جدی خسته ام وگر نه کلی حرف بود برای زدن و کلی محصول برای معرفی کردن
منبع: دکتر مرجان ط
B.A. ، M.A. FCPA ( FELLOWٍ CERTIFIED PUBLIC ACCOUNTANT) ، CFP (CERTIFIED FINANCIAL PLANNER)
شماره نظام پزشکی: 115 - 110
دارای بورد تخصصی پوست و مو و انرژی درمانی از راه وبلاگ، روانشناس خانواده، مشاور رسمی مراکز اعتیاد ، فوق تخصص در بیچاره کردن ذکور، اولین مبدع روشهای کشف خیانت توسط همسران، 6 الوژیست، ارائه دهنده و منتشر کننده کتاب کاما سوترا در قلب کویر،نویسنده سلسله مقالات چگونه عاشق شویم، چگونه خیانت کنیم، چگونه نگذاریم خیانت کنند، چگونه خیانت می کنند، چگونه بفهمیم که خیانت می کنند، و همچنین ارائه دهنده راهکارها و نقطه نظرات متفاوت و مختلف در رابطه با مثبت سازی جو زندگی
این استاد فرهیخته و دانشمند گرامی با داشتن سالها تجربه در امور عملی، علمی، بی ناموسی و غیره. میتواند بهترین راههای امتحان شده موجود در زمینه چگونه مردان را سر کار بگذاریم، آی زنان با پا پس بزنید با دست پیش بکشید، و چگونه زیبا شویم بریم بشنگیم، را در اختیار علاقمندان قرار دهد.
مقالات در حال بررسى شامل: چگونه به راحتى بگوییم به فلانم، بى محلى زیباترین جواب به خاله زنک هاست، و چند موضوع کارشناسانه دیگر
ایشان با حضور آنلاین 24 ساعته پشت لپ تاپ و بهره گیری از نمایندگان شایسته در ایران، دوبی، استرالیا، فرانسه و انگلستان بهترین حلال مشکلات شما در کلیه زمینه ها علی الخصوص مورد مربوطه می باشند، همین الان تنها با یک کلیک به بزرگترین دائره المعارف چرت و پرت دست پیدا کنید، ضمنا در کلینیک ایشان چیزی که فراوان است ماچ، مااااچچچچچچز و بوس، بووس، بوووسسسسسس، و بووووسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس می باشد. فقط با یک کلیک،
یه ماچ داد و دمش گرم [ 52 ] | یکشنبه 7 مهر ماه سال 1387 | 08:24 AM | مرجانخوب من برم دنبال جواب سوالها:
1- استفاده از محصولات پست قبلی اثرات منفی داره یا نه؟ محصولات پوستی و کرمهای زیبایی در آمریکای شمالی اصلا تحت نظر وزارت بهداشت نیستند همینطور هم قرصها و داروهای مربوط به لاغری، کل این محصولات توسط کلینیک های خصوصی که به صورت قراردادی با شرکتهای تولید این محصولات کار می کنند، امتحان میشه و نمونه هاشون تماما اشخاص داوطلب هستند، که خودشون کاندید میشن برای اینکه تست این محصولات روشون انجام بشه و در ازاش یک پولی دریافت می کنند.
توضیح کوچولو: خیلی ها اینجا از اینکار ها می کنند مخصوصا استفاده از کرم یا مواد این چنینی به طور حتم ضرر چندانی نداره فقط باید طبق دستور برن جلو که ببینند نتیجه چی بوده و از اون نتیجه در امور تبلیغاتی استفاده کنند، برای اینکار چیزی حدود سالی 18000 دلار پول میگیرند که مشمول مالیات نیست و صاف میره توی جیبت ( یک کلاینت آقا داشتیم این روز ها نمونه آزمایشگاهی شده برای یک داروی بالا بردن قدرت جنسی مردان، چند وقت پیش اومده بود می گفت، من روز ها میرم سر کار و حقوق خودم رو میگیرم فقط باید رژیمی که اینها میگن رعایت کنم به علاوه داروها که طبق برنامه استفاده بشه، قراردادش سالی 30000 دلاره )
و اما نتیجه اینکه، اینها نظارت قانونی از طرف وزارت بهداشت ( آمریکا و کانادا) ندارند روی این محصولات ( یعنی هیچکدوم از محصولات که به گفته وزارت بهداشت بیش از 3000 نوع مختلف هستند) . اما اون کلینیک ها کار ریسکی نمیکنند چون میدونند بر اثر شکایت مشتریانشون اونها مسئول هستند و باید جوابگو باشند. در ضمن من خودم اینها رو استفاده کردم فعلا که زنده ام حالا تا 2 سال دیگه دیدی یک عیبی پیدا کردم!!!!!!
2- آیا استفاده اینها بدون ورزش موثره یا نه؟ آره بدون ورزش هم موثره اما با ورزش خیلی خیلی اثر بهتری داره، بسیار آدم رو خوش فرم میکنه، و اما برای ورزش همراه با این کرمها ( این مال آدمهای خیلی تپل نیست ها، اونها باید اول یک رژیم کامل بگیرند به وزن کمی معقول برسند بعد از اینها استفاده کنند ، این مال کسانی هست که چاق نیستند اما بدنشون اون شکل و فرم مناسب رو نداره، و میخواهند در حقیقت بدن رو روی فرم بیارند ) لازم نیست که حرکات سخت ورزشی داشته باشند. بهترین کار وزنه های کوچیک یا دمبل هست، ( من 3 پاندی دارم، تقریبا 1.5 کیلو برای هر دست، هر 1 پاند برابر با 454 گرم هست ) 2 تا از این وزنه ها داشته باشید و به مرور و خیلی آروم حرکات کششی رو همراه با استفاده از این کرمها انجام بدین ، نتیجه جالبی خواهد داشت. یکی از بهترین نرمشها برای شکم این هست که دمر و به شکم بخوابید روی زمین، دو تا انگشت شست پاتون رو عمودی بگذارید رو زمین و دستاتون هم کنارتون ، کم کم دستها رو بیارید بالا به همراهش هم سر و گردن رو و شونه و قفسه سینه رو از زمین بلند کنید، طوریکه شکم فشار داده بشه به زمین و شست پا هم به زمین فشار داده بشه، تا 20 بشمارید بعد آروم سر و شانه ها رو برگردونین رو زمین، 2 ثانیه استراحت بدین و بعد اینبار سر و گردن و دست و پا همه رو به سمت بالا و معلق روی زمین نگه دارید، یک چیزی تو مایه هواپیما یا راکت رابین هود !!!!!!!! طوریکه همه وزن بدن روی شکم میمونه. بعد از 1-2 ماه که اینکار رو کردین دیگه وزنه ها رو هم بگیرید تو دستتون با وزنه این حرکت رو انجام بدین.
3- پایداریش چقدره؟ اگه فکر کنید که یک عمر همینجور می مونه ، نه اصلا اینجوری نیست، اما اگه همراهش ورزش های کششی داشته باشید یا اینکه از ماشینهای الیپتیکال استفاده کنید چون عضلات به مرور فرم میگیرند قسمتهای عضلانی همیشه خوش تیپ می مونه به شرطی که برای یک مدت قابل قبول از هر دوی اینها به طور موازی استفاده کنید موندگاری خوبی داره اما اگر که مواظب رژیم غذایی نباشید و بدن دوباره چربی بیاره، خوب معلومه که اینها هم موثر نخواهد بود. مخصوصا در خانمها که محل تجمع چربی ها بیشتر در ناحیه شکم و باسن و ران و پشت هست.
4- چه مقدار چای سبز ضرر نداره؟ چای سبز حد اکثر 2 کاپ در روز. اینکه بدون کافئینش مجازه که بیشتر مصرف بشه، نه چون خود چای سبز با کافئین یا بدون کافئین به شدت مانع جذب آهن از مواد غذایی هست و به دلیل همین جنگی که با آهن داره، بعد از یک مدت استفاده عوارض کم خونی و کمبود آهن رو میبینید، هرگز از روزی 2 لیوان بیشتر استفاده نکنید، و اگه هم باز میخرید و تی بگ نیست، مقدار زیادی دم نکنید، یک قاشق چایخوری با یک لیوان آب جوش کافیه. پارسال من خیلی آهن بدنم کم شد به طور وحشتناکی خسته و کسل بودم، بعد از اینکه درمان با قرص رو شروع کردم اصلا جواب نداد، تا اینکه دکتر پرسید چقدر چای سبز مصرف میکنم و گفتم روزی 3-4 کاپ گفت برای یکماه اصلا استفاده نکن و آمپول های آهن رو تجویز کرد برای هفته ای یکی، بعد از 2 هفته فقط سطح آهن به شدت بالا رفته بود اما تا آخری که آمپولها تموم بشه ( 10 هفته ) من اصلا چای سبز مصرف نکردم و الان هم بیشتر روزی یک کاپ گاهی هم 2 تا مکزیمم.
5- آیا کرم شکل دهنده سینه حجم دهنده هم هست یا نه؟ نه اصلا ربطی به حجم نداره، اینهم بگم ایو روشه محصولاتش خیلی لایت هست و با حوصله، یعنی باید صبور باشید برای دیدن نتیجه. به دلیل همین لایت بودنش، وقتی که مصرف می کنید اصلا هیچ حسی ندارید روی سینه، نه کش میاد، نه درد عضلانی داره، نه حجیم میشه، هیچی و نحوه حرکت دست و فرم مصرفش خیلی موثره.
اونوقتها که در ایران به روی ورود جنس های خارجی بسته بود، تافت یا هر مارک دیگه HAIR SPRAY پیدا نمیشد ، باید کلی پول می دادیم به کسی با هزار تا واسطه از دوبی یا جایی قاچاقی برامون بیارن. بعد دیدیم نمیشه، روش نوشابه و چای شیرین اختراع شد، نمیدونم یادتونه یا نه؟ موها رو که میخواستند بیگودی بپیچند، قبلش کمی چای شیرین درست میکردند، 2 انگشتی کمی چای شیرین میکشیدند روی مو و بعد بیگودی رو میپیچیدند بعد که باز میشد و حالت می دادند، به خاطر چسبندگی چای شیرینش همون حالت رو حفظ میکرد تا دفعه بعد که بری حموم. حالا چرا چای؟ آب نه؟ آهان چون آب قند مو رو کدر و بد ترکیب میکرد، وز میزد، در عوض چای پررنگ و غلیظ موها رو بسیار شفاف میکنه و خوش حالت و فرم میکنه. این کرمها هم همون حالت رو داره، خیال کنید دستهای شما همون بیگودی هست که داره به سینه جهت میده که کدوم طرفی شکل بگیره، این کرم هم همون چای شیرینه، کمک میکنه که اون حالت پایداری رو حفظ کنه ( چه مثالی زدم، خودم کففففف کردم)
6- STRETCH MARK یا ترک های ناشی از حاملگی یا لاغر شدن که روی پوست ایجاد میشه چطور از بین بره؟ این استرچ مارک ها معمولا روی شکم، روی سینه ، زیر بازو به سمت زیر بغل و یا روی کشاله های ران به سمت جاهای ناموسی ایجاد میشه بعضی از آدمهای بد شانس زیر زانو هم دارند. اون دمبل که گفتم بی نهایت برای از بین بردن اینها مفیده، ولی من خودم برای زیر بازو ( بعد از اینکه حدود 28 کیلو وزن کم کردم، تقریبا 90 بودم شروع کردم در عرض 14 ماه شدم 62 کیلو، از سایز 22 به سایز 6 رسیدم از اپریل 2004 تا به حال هم روی همون وزن و سایز موندم غیر از این چند روزی که مامان اومده 2 کیلو اضافه شدم!!!!!!!!!!!!!! من از فردا در فریزر رو قفل میزنم مامان آشپزی نکنه!!!!!!!!!! خیلی خوشمزه است نمیشه نخورد تنها راهش قفل کردن در فریزره ) از کرم های COCO BUTTER برند PALMER'S استفاده کردم بسی بسیار هم راضی بودم. به یکی از دوستانم هم که باردار بود، معرفیش کردم و استفاده کرد الان بعد از چند ماه شکمش خیلی صاف و عالی شده.
7- محصولات مربوط به صورت و کرمهایی که خودم استفاده کردم رو بعدا میذارم الان شدیدا خسته ام. این چند روزه خیلی کار داشتم و درگیر یک دوره سمینار بودم امروز به این فکر افتادم که مقالات این سمینار ها رو بردارم اسکن کنم ، سیو کنم، لینکش رو بگذارم اینجا، چون درسته که همه اش مال امور مالیه اما زمینه های جالبی داره، و حتی نا غافل شاید بتونه کمک فکری هم باشه برای خیلی از کسانی که توی فکر بیزنس ها و سرمایه گذاریهایی هستند که مربوط به خارج از کشور میشه. سمینار سه شنبه هم بسیااااااررر جالب بود، من حال کردم اساسی، " FAMILY LAW TAXATION" برای تقسیم حقوق و اموال زن و شوهر بعد از طلاق در کانادا، که خیلی نکات ریز و جالبی داشت توش، اگه ایمیل رئیس طلاق ( میشه دادگستری دیگه؟ ) رو داشتم تو ایران حتما براش ایمیل میکردم می گفتم اینو بخون بگو تعریف شما از حقوق بشر چیه؟؟؟ حالا تعریف شما از حقوق زن چیه؟؟؟ دوشنبه که برم آفیس سعی میکنم این 5-6 تا مقاله گذشته رو حتما اسکن کنم، هنوز 17-18 تای دیگه مونده، تا اواسط دسامبر طول میکشه. حد اقل برای کسانیکه اینور زندگی میکنند بسیار مفید خواهد بود که با حقوقشون آشنا باشند، هر چند که اصلا هم احتیاجی نشه که استفاده کنند.
یعنی من همه سوالهای مربوط به پست قبل رو جواب دادم؟؟؟؟؟؟ اگه نه باید دوباره بپرسید شرمنده.
روز همگی خوش، هفته پیش روتون قشنگ و پر از شادی باشه.
یه ماچ داد و دمش گرم [ 39 ] | شنبه 6 مهر ماه سال 1387 | 06:56 AM | مرجان
کسانیکه ممه سفت و باسن خوش ترکیب و شکم FLAT و کمر گود دارند این پست به دردشون نمیخوره.
امروز یک کم گریز بزنیم به صحرای کربلا و از تجربه های شخصی استفاده از محصولات خانه خراب کن و جیب خالی کن بنویسیم. اینهایی که اینجا میگم هیچ منبع و مرجع علمی نداره جز اینکه خودم شخصا استفاده کردم و نتیجه به حدی رضایت بخش بود که تصمیم گرفتم اینجا بگذارمشون. یکی از ارزونترین و در عین حال بهترین لاینهای کرم و محصولات پوستی مربوط به ایو روشه ( YVES ROCHER ) هست، که من خیلی ازش راضیم. اما این رو اول بگم که قبلا از چه برند هایی استفاده کردم و روی پوست من ( تاکید کردم رو پوست خودم ) اصلا خوب جواب نداد و راضی نبودم، AVENE بود و BIOTHERM، که خیلی ها ازش راضی هستند و براشون جواب میده اما من حتی به نوعی آلرژی نشون دادم، مخصوصا AVENE، و هر دوی اینها هم کلی گرونتر از ایو روشه هست. اما برند های دیگه هم که خیلی عالیه ولی برای سنین بالای 35 و 40 سال هست و خودم باز هم نتیجه اش رو دیدم شامل NEOSTRATA و NEUTROGENA که من بازم از نتیجه اش روی پوست دوستم و مامانش خیلی خوشم اومد. اما برند هایی که به ظاهر معروف هستند اما اینها اکثرا چون میخوان اسم رو نگه دارند و نتیجه خیلی زود جواب بده، کمی تا اندکی مواد شیمیاییشون بالاست و نتیجه زود معلوم میشه اما به دلیل اینکه قویتره، اگه فقط کمی وقفه بیفته توش پوست خیلی دچار آسیب میشه. اینها شامل ROC، CLINIQUE، SHISEDO، LOREAL، ALMY، و اینها میشه.
اما بریم سر بدن، پوست صورت رو باید برید دکتر بهتون بهترین نسخه رو بده، اما بدن، من خودم تجربه خیلی خوبی داشتم، که اگه کمی پا به سن گذاشته باشید، بچه داشته باشید، تجربه یک رژیم دارید که در اثر اون ممه ها کمی آب لمبو شده و شل و گلابی شکل، میتونید از محصولات زیر به ترتیب استفاده کنید، در مورد من معجزه آور بود، اما اینهم بگم که مخصوصا محصولات ایو روشه نتیجه رو زیر 4 هفته نشون نمیده، اما خیلی پایداریش خوبه.
خوب از ممه شروع میکنیم، خانمهای عزیز قبل از پول خرج کردن ببینید سلیقه حاج آقاتون چیه ( یعنی چه همسر چه BF) چون بعضی ها معتقدند هلو باید رسیده باشه که بشه راحت گازش زد، اما بعضی دیگه میگن نه باید نرسیده باشه، خودمون عملش میاریم، پس اول سلیقه شناسی کنید بعد پول خرج کنید. این محصول که عکسش هم اینجاست، باید هر صبح و شب کمی روی قسمت مرکز ممه بریزید و به صورت چرخشی در یک جهت ماساژ بدین تا به خورد پوست بره و کامل جذب بشه، زمانیکه این کرم جذب شد، حالا از پایین به بالا یعنی طوری که پوست از زیر به سمت بالا کشیده بشه ماساژ بدین بعد از 4 هفته متوالی استفاده از این کرم ممه کاملا سفت و خوشگل و سر بالا و آماده است برای یک استریپتیز اساسی.
تبصره: این به خودتون بستگی داره که خودتون اینکار روو انجام بدین یا نه حاجی انجام بده براتون، در این صورت عاقبت این کرم مالی ختم به خیر میشه و در نتیجه کالری زیادی سوزونده میشه و احتمالا در عرض دو هفته هم نتیجه می بینید. که البته بنا بر بعضی از دلایل سیاستمدارانه توصیه نمیکنم که اینکار رو بکنید، یادم بیارین بعدا میگم دلیلش رو.

SPA- Vegetal - Bust Firming Cream
این یکی دیگه مال شکم هست، اینهم دقیقا همونجور، کمی به اطراف ناف روی شکم بزنید و چرخشی در جهت عقربه های ساعت اینقدر بمالید تا به خوردش بره، اینهم دقیقا هر صبح و هر شب لازمه

Flat Abs
اما این یکی که من عاشقش شدم، برای از بین بردن سلولایت هست و SHAPE دادن به بدن، این معرکه بود.

LIPO Phenol - Cellulite Intervention
بعضی از خانمها وقتی سوتین میبندند میبینن که از زیر خط سوتین یک خط کمی چربی نشون داده میشه، این رو از همون قسمت شروع کنید به مالیدن، اما فقط توجه کنید که باید از بالا به سمت پایین باشه، و مخصوصا توی گودی کمر قشنگ دست رو بندازین تو گودی و ماساژ بدین که شکل و فرم کمر باریک بگیره، وقتی که خوب جذب شد، یک کم دیگه از کرم رو به کف دست بگذارید و درست جاییکه باسن تموم میشه و قراره ران پا شروع بشه بمالید و چند بار از سمت ران بکشید به سمت باسن و در نهایت اون ته مونده اش رو یک جوری که انگار میخوایین باسنتون رو نیشگون بگیرید، محکم بچسبید و ول کنید 2-3 بار اینکار رو بکنید، بعد از یکماه میشه یک چیزی تو مایه های باسن جنیفر لوپز ورژن بتا.

فقط اگه یک دفعه حاجی شما رو در این حالت فجیع ببینه میگه وای وای ببین این بنده خدا چی به سرش اومده که داره همه جاش رو نیشگون میگیره میماله. و ممکنه احساس عذاب وجدان بهش دست بده که چرا شوهر خوبی نبوده براتون که شما باید دست به این عمل شنیع بزنید. اما بیچاره میشید که اگه ببینه شما دارید کرم زیبایی میزنید، که هی میگه عزیزم بده من کمکت کنم دستت درد میاد، به جان تو نمیشه، و اینها دیگه امکان نداره عمرا که از دستش در بری، ویزا و بلیط سانفرانسیسکو صادر شده. ( البته خیلی کمک میکنه به کاهش وزن ها، مخصوصا که هی از دستش در بری تا میاد جلو هی الکی خودت رو تکون بده بگو اه نکن قلقلکم میاد، خودم میزنم، آخرش کارد به استخوونش میرسه،..... آی شب جمعه ای چشما رو ببند بخواب )
حالا این وسط اینم بگم یکی از دوستام، که اینها رو استفاده میکرد، شوهرش پیله کرده بود اونیکه مال ممه است منم میخوام بزنم. ولی به یه جای دیگه، که قبراق و خوشتیپ بشه !!!!!!!!!
و اما نکته اصلی، استفاده اینها کمی هم شرط و شروط داره مخصوصا محصول آخری، حتما روزی 4- 6 لیوان آب باید بنوشید، و اگه کمی هم پیاده روی چاشنیش کنید که فبها اگه نکردین هم که هیچی، اما آب فراوون، اینها کلا اساس فرمولش عصاره چای سبز هست و به قول خودشون کافئین BASE هستند.
من الان سر کار هستم و مثلا باید خیلی کار کنم اما چون این روز ها همش اسیر یک سری سمینار زنجیره ای بودم، اصلا تو مود کار کردن نیستم، حالا آخر روز تموم کنم این فایل رو خیلیه. 
بقیه محصولات رو بعدا مینویسم. فعلا اینها رو داشته باشید
و اما چای سبز اصلا بیشتر از روزی 2 لیوانش خوب نیست، چون هم آهن رو کم میکنه هم اینکه اگه مثل من بد خواب باشید بیچاره میشین، من خودم حد اکثر یک کاپ میخورم، اینجا تی بگ هست با طعم های مختلف اما فکر کنم ایران باز باشه و کیلویی میخرید مثل چای سیاه معمولی. من اینجا یک تی بگ رو میندازم تو یک قوری کوچولو و آب جوش میریزم روش درش رو میذارم، برای 5 دقیقه و بعد هم میرم بالا به سلامتی خودم ، من خودم با طعم جاسمینش رو از همه بیشتر دوست دارم. اما اگه بازش هم میخرید باز هم همینه، فقط این رو میدونم که نباید روی حرارت مستقیم قرار داد.
شب جمعه همگی خوش، احتمالا فردا روز قدسه، بخوابین، شیطونی نکنین، وعده گاه ما مصلای تهران، برای بیعت با مردم ستمدیده فلسطین که حد اقلش پاسپورتهاشون آزاده هر جا میخوان میرن.
آقا این آقایون خیلى نامردند، میان کامنت خصوصى میگذارند، بزنم اسمشون رو رو کنم آبروشون بره، باور کن میگه مرجان اینو تایید نکن ولى خداییش چیز این مدلى براى مردا نیست؟ مثلا باسن یا جاى دیگه خوشگل بشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من الان نیم ساعته دارم تصور میکنم خوشگل بشه یعنى چى؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کسى میدونه؟ این یک قلم رو من نمیدونم خوشگل و زشتش چه فرقى داره !!!!!!!!
آقاى عزیز در این مورد به خصوص بر اساس قوانین ن.ظا.م عملکرد باید درست باشه، اصول زیر بنایى و درون بنایى !!!!! و به موازاتش برون بنایى مهمتر از ظاهر هست.
یه ماچ داد و دمش گرم [ 60 ] | پنجشنبه 4 مهر ماه سال 1387 | 10:01 PM | مرجان
دیشب با مامانم و یکی از دوستام رفته بودیم مسجد، مسجد اینجا هم که کلا سیستمش فرق داره، میز و صندلی چیده است و هر کی هم هر لباسی خواست می پوشه و یک شالی چیزی میندازه روی سرش، اما یک همشهری داریم که دعای جوشن کبیر میخونه هر سال من به عشق این بچه که به طرز غریبی شکل مصطفای عندلیبان هست میرم اونجا. بماند، یک آقا و خانم جوون که زن و شوهر بودند پهلوی هم ایستاده بودند، خانمه یک لباس خیلی شیک تنش بود با یک شال خوشرنگ بژ، و آقاهه هم پهلوی خانمش ایستاده بود و سفت کمر خانم رو چسبیده بود، هر از گاهی هم کله اش رو میکرد تو گوش خانمش یک چیزی می گفت. مامانم اون طرف تر بود و دوستم هم داشت با یکی از آشناها سلام و علیک میکرد. یکباره این خانم جوونه به شوهرش گفت، اهههههههه اینو نگاه ( یعنی من ) این مرجانه.
-کدوم مرجان؟
* همون که تمام اطلاعات تکس و اجاره خونه رو از رو وبلاگش پرینت گرفتی، خاطراتش رو نوشته بود، هند بوده
- این؟؟؟؟ نه بابا این کجا اونه؟
* به خدا خیلی شکل اون عکسشه
- تو حالت خوبه؟ اون عکسه خیلی از این خوشگلتر بود
* این مرجانه ، من نمیدونم،
- این از مرجان کوچیکتره، چاقتره، زشت تره، ولی خوب شبیهشه
* ببین به جون تو خودشه ، برم ازش بپرسم؟
- بابا اون یکسر تو وبلاگش داره از پاییین تنه و 6 مینویسه، و اجازه صادر میکنه همه برن خوش باشند، مسجد میاد چکار؟؟؟؟
* مگه تو خودت تا حالا یک رکعت نماز خوندی؟ یا مثلا من تو ایران چند بار رفتم مسجد ؟؟ خوب اینجا اومدیم مسجد اینهم همینجور، یکی مثل من و تو
- بببین گیر دادیها، چشمهای من خطا نمیره، این خیلی باشه 28 سالشه اون 33 ساله بود، بعدش هم یک نگاه به قیافه اش بکن چقدر آرومه بهش نمیاد حرف زدن هم بلد باشه، اون معلومه ازش شیطونه
* تنها چیزی که ممکنه حرفت رو باور کنم همین آرومیشه، من همیشه فکر میکنم مرجان باید همه اش بالا پایین بپره، اما خودشه ها، لبخندش رو ببین، عین همون عکسه هست
- ولش کن بابا باشه یا نباشه حالا چه اهمیتی داره
* هیچی اهمیت که نداره دوست داشتم از نزدیک ببینمش، مخصوصا که تو یک شهر زندگی میکنیم
- حالا خیال کن خودشه دیدیش، زیارت قبول !!!!!!!!!!!!
مامان و دوستم اومدند و ما هم رفتیم نشستیم، ولی از کل مکالمه معلوم بود که خواننده اینجا هستند، حد اقل خانمه خوشگل با اون موهای خوشرنگ های لایت شده. عزیزم ببخشید که همه رو گوش کردم و نیومدم جلو، به همسرت بگو خیلی به چشمهاش اعتماد نکنه، کمی خطا میره، چشم شما قویتر بود، اما از اینکه من رو 28 ساله دید ازش تشکر کن. در ضمن خیلی به هم میومدین، از اون زن و شوهر هایی که مال همدیگه هستند، البته که منظورم ظاهری است.
یه ماچ داد و دمش گرم [ 27 ] | چهارشنبه 3 مهر ماه سال 1387 | 9:53 PM | مرجان
در مورد اون پست قبلی هیچ توضیحی نمیدم، بحث از نظر من مختومه است چون کسانیکه باید میفهمیدند فهمیدن اونهایی هم که جبهه گیریهای الکی کردند و شعور خودشون رو بردند زیر سوال ارزش جواب دادن ندارند. اما :
وبلاگستان و کامنترهاش برای شخص من حرمت دارند، مخصوصا حالا که تو دنیای واقعی احترام به عقاید همدیگه معنیش رو از دست داده، من شخصا نمیخوام حرمت این وبلاگ و کامنتر هاش رو با لوس بازی و جنگ و جدل وبلاگی و جلب ترحم و ننه من غریبم بازی بشکنم. تک تک اون آدمهایی که میان اینجا رو میخونند و ردی از خودشون میگذارند یا نه برای من محترم هستند،حالا اگه کسی دلش برای قربون صدقه تنگ شده از یک مطلب پیرهن عثمان درست میکنه دیگه من مسئولش نیستم
یک سفارش خواهرانه: اگه تو هر وبلاگی چیزی میخونید یا جایی چیزی میشنوید که شرایطش با شما جور نیست، به خودتون نگیرید، بخونید یک لبخند بزنید و صفحه رو ببندید. مگه نه اینکه شما از اون خانواده ها نیستی؟ خیلی راحت بعد از خوندن پست بگو خوب منکه از سهمیه استفاده نکردم، مامانم که مثل خیلی از هم ردیفانش شلاق زن و خبرچین نبوده، پس گور بابای هر کسی که این شرایط رو داشته، صفحه رو ببند برو خوش باش، اینجوری واسه اعصاب خودتون بهتره. کسی که چیزی رو نوشته بر اساس تجربه ای که دیده نوشته.
یه ماچ داد و دمش گرم [ 16 ] | چهارشنبه 3 مهر ماه سال 1387 | 08:56 AM | مرجان
این پست فقط خطاب به شخصى هست به نام کوروش که 4 تا کامنت خیلى مفصل اما نسبتا بى منطق برام گذاشته بود درباره پست قبلى، چون شدیدا سرم شلوغه و اصلا وقت جواب دادن به 4 صفحه کامنت رو نداشتم الان پابلیشش نکردم، اجازه بده سر فرصت کامنتت رو تمام و کمال با جوابت میذارم، البته اگر بعدا نظرم عوض نشه !!!!!!!!!!!!!
بعدش هم گفتى تو وبلاگم نوشتم اما آدرس وبلاگت رو نگذاشتى. من از کجا بدونم شما کى هستى؟
فقط یک جواب رو بهت بدم که من نمیدونم چرا تهران درندشت قبل از سال 60 روپوش داشته سمنان نداشته، این دیگه مشکل من نیست، حالا که اینجورى بوده.
اون چیز هایى هم که راجع به ادا هاى وبلاگى که قهر و آشتى میکنند و حذف مى کنند و میگن دوست ندارى نخون، رو اشتباه گرفتى برادر، من نبودم، من تا حالا حتى یک بار هم از این کارها کردم؟
کلا ولى اینجا مال منه میتونم خاطراتم رو بنویسم اینم بخشى از خاطراتم بود !!!!!!!!!!
کسانى هم که آرشیو من رو نخوندند، این پست رو لطفا بخونند. شاید بهتر منظور من از پست قبل رو متوجه بشند که چى گفتم
اول مهر سال 1360، کلاس اول ابتدایی، دبستان فاطمیه، شهرک. تازه 3 روز بود که خواهر کوچیکه به دنیا اومده بود و مامان تو مرخصی بود، خواهر بزرگه کلاس پنجم همون مدرسه بود و تا سال قبلش با بلوز دامن فرم و جوراب سفید و کفش لژ دار و موهای دم موشی با روبانها سفید و خالهای سرمه ای میرفت مدرسه، اما یک هفته مونده به شروع سال تحصیلی به پدر و مادرها گفته بودند که امسال فرم مدرسه مانتو و شلوار زرشکی با روسری سفید هست. مامان برای هر دوی ما مانتو و شلوار تهیه کرده بود و من مثل آدم پوشیدم، روسریم هم گره زدم و آماده شدم که برم اما خواهر بزرگه، چه قشقرقی به پا کرد که من با روسری نمیرم. آخرش هم با بلوز و دامن پلیسه و بدون روسری آماده شد که بریم مدرسه. بابا میخواست ما رو ببره اما خواهر بزرگه می گفت چون مرجان روسری سرشه من خجالت می کشم بگم خواهرمه، بابا خودش یک جورایی معلق بود، تا سال قبلش رئیس اداره بود با کت و شلوار و کراوات و پا گوشیهای معروف جناب رئیسیش، اما حالا معلوم نبود اصلا بتونه کارمند هم باشه یا نه، چون در سیستم فاسد صاحب پستی بود، و حالا همه چیز عوض شده بود، مامان منتقل شد به یکی از روستاها ( اما تو مرخصی زایمان بود ) چون تا اونموقع طعم محرومیت نکشیده بود ، انق.لاب مال محرومان بود!!!!!!!!!!! حالا این وسط خواهر بزرگه هم بامبول داشت. بالاخره اون پیاده رفت با دوستاش من با ماشین با بابا. خانم مدیر خوش تیپ قبلی هنوز هم با یک پیرهن بود و موهای درست شده و بدون روسری اما اومد گفت که از امروز من دیگه مدیر اینجا نیستم، این خانم مدیر شماست. خانم کوتاه و تپلی که مقنعه چونه دار داشت با کلی لکه ماست و پنیر و بوی گند و تفی که گوشه لبهاش جمع شده بود. روی همه اینها هم یک چادر کشدار مشکی سرش بود، تنها 2 نفر از دانش آموز ها روسری داشتند من و یکی دیگه از بچه های کلاس اول. مدیر متعهد اومد گفت که برگردید خونه روسری سرتون کنید. جالبیش این بود که حتی پدر و مادرها هم باور نمیکردند جدی باید بچه ها روسری سرشون کنند. اون روز به هر کلکی بود همه موندن توی مدرسه، اما مدرسه ها دو شیفتی بود، صبح 7.5 تا 12 ظهر، عصر 2 تا 4. مدیر خوشتیپ به صراحت اعلام کرد که برای شیفت عصر همه با روسری میایید. خواهر بزرگه تمام راه مدرسه تا خونه رو به من فحش می داد که تو بادمجون دور قاب چین هستی و خود شیرین کن، اصلا وقتی من روسری سرم نکردم تو غلط کردی روسری سرت کرده بودی. آبروم جلوی دوستام رفت با اینکارت. اون روز ها گذشت 2-3 ماه بعدش دخترک نحیفی رو سر صف صدا کردند که بیاد بالا و بعد گفتند براش 3 تا صلوات بفرستید چون باباش شهید شده. هیچکدوم چیزی نفهمیدیم اما اطاعت امر کردیم با و عجل فرجهم. کم کم دیگه دفتر حتی از نوع کاهیش تو مغازه ها نبود، قرار بود سهمیه بندی از مدرسه بدن به دانش آموز ها. گروه اول نفری 4 تا دفتر گروه دوم نفری 2 تا، گروه اولی ها بچه های شهید بودند، بازم اعتراضی نبود. کم کم دلم برای باباهای شهیدشون می سوخت، اما از بچه هاشون بدم میومد، باباشون رفته بود، ماماناشون هم خدا رو شکر پریده بودند دوباره شوهر کرده بودند، که ثواب کنند!!!!!!!!!!!!!!!! حالا فلسفه این بچه شهید چی بود خدا میدونست. هیچوقت یادم نمیره خانمی که خیلی مامان رو اذیت میکرد همسر شهید بود و ازدواج کرده بود و یک بچه هم داشت، تا کسی اعتراض میکرد مسئول مربوطه تو آموزش و پرورش می گفت آخه ایشون همسر شهیده، یکبار بابا به حدی عصبانی شد که برگشت گفت آره اگه یادش باشه از همسر شهیدش، اینکه هر شب یک نره غول رو بغل میکنه میخوابه همسر شهیده، اونم بابایی که هیچوقت اینجوری حرف نمیزد، بگذریم که گرون تموم شد این حرف، میخواستند به زور شهیدش کنند، گفتند اگه کارت رو میخواهی باید بری جبهه !!!!!!!!! تنها دلخوشی اون روز ها برنامه کودک مزخرف ساعت 5 بود با صدای مجید قناد و داد کشیدنش از مدرسه تا مدرسه، و تنها چیزی که به زور کمی خنده میاورد رو لبهامون سریال بازم مدرسه ام دیر شده حالا میگی چکار کنم؟؟؟؟
میخواستم از مدرسه بیشتر بنویسم اما همه اش غصه بود، اون سالها برای ما خاطرات خوبی نداشت. اما شروع ماه مهر، ماه مدرسه رو به همه معلمها در درجه اول و دانش آموزان تبریک میگم. میدونم که دیگه برای بچه های الان اون سخت گیری ها نیست و مطمئنا مدرسه محیط دلپذیر تریه، اما دوره ما چون خیلی همه چیز محدود بود، هیچ کاری نداشتیم جز درس خوندن و بس، و اینکه تازه بدونی معلوم نیست تا سهمیه ها هستند میتونی دانشگاه قبول بشی یا نه؟ اما الان که اون بحث ها خوشبختانه داره تموم میشه ، بچه ها دیگه خیلی درسخون نیستند. نمیدونم انگار همیشه باید بهانه ای باشه.
پ.ن
1- از یاداوری مظلومیت خانواده هایی که خیلی خیلی خیلی از خانواده های شهدای جنگ مظلوم تر بودند، و به بهانه های مزخرف خیلی اذیت شدند، دلم گرفت. مردی که همه چیزش رو ازش میگیرند چون زمان قبل رئیس بوده و با هزار منت میگذارن که یک کارمند ساده بمونه باید هم در 47 سالگی سکته کنه، شهدای واقعی این جامعه کسانی بودند که خواستند با سیلی صورتشون رو سرخ نگه دارند و کمرشون طاقت نیاورد. روح همگیشون شاد، چه شهدای جنگ و چه شهدای سکته کرده در اثر فشار زندگی.
2- برای اینکه از مود ناله بیاییم بیرون، اینو بگم که ستلایت روز های شنبه و یکشنبه یک برنامه داره به اسم خونه به خونه که مجید قناد با اون 3 تای دیگه اجرا میکنند، برنامه شادی هست. یکروز هیچکس خونه نبود داشتم میدیدم، و این هی میگفت مامانهای مهربون زنگ بزنین به برنامه و بذارین بچه هاتون صحبت کنند. منهم زنگ زدم و به اون کسی که گوشی رو برداشته بود گفتم که من مامان امیر هستم. اونهم گول خورد که من میخوام گوشی رو بدم به بچه ام و خلاصه رفتیم روی ایر، اینها آوازشون رو خوندن که باز تلفن زنگ میزنه، تو گوشم آهنگ میزنه، ............من سلام علیک کردم و گفتم آقای قناد من مامان مهربون !!!!!!!! اما زنگ زدم که خودم باهاتون صحبت کنم، کلاس اول بودم شما اومدین با از مدرسه تا مدرسه حالا پسرم کودکستانیه با خونه به خونه، میخواستم بهتون خسته نباشی بگم. یک دفعه عمو گلی گفت که ببخشید شما چند سالتونه؟ گفتم 33. مجید قناد سرخ شده بود گفت یعنی شما مامان مهربون فقط برای این زنگ زدین که سن و سال من رو بریزین رو دایره؟ البته بحث جالبی شد و چند ثانیه ای ادامه پیدا کرد.
3- نعره کن ای سرزمین جان سپردن نعره کن، همیشه اول مهر ها احساس دوگانگی وحشتناکی بهم دست میده. عشق به مدرسه، صدای آژیر و علامت خطر.
یه ماچ داد و دمش گرم [ 57 ] | سه شنبه 2 مهر ماه سال 1387 | 07:08 AM | مرجان
1- اول از همه تشکر ویژه از همه دوستان خوب که بابت اومدن مامان چشم روشنی گفته بودند، بسیار ممنونم. خیلی خوشحالم کردید.
2- یک ایمیل داشتم گفتم بد نیست اینجا بذارمش شاید به درد کسی دیگه هم بخوره، البته اطلاعتتون کاملا حفظ شده.
اینکه همسرم اونقدری که به مادر و خواهرش احترام میگذاره به من نمیذاره و حتی اگه ساعت 11 شب مامانش زنگ بزنه که بیا اینجا کارت دارم میره و 1 نیمه شب برمیگرده بدون اینکه نظر منو بخواد، یا اینکه هزینه ثبت نام دانشگاه آزاد منو داده اما موقع دادن پول گفته بیا ببر بریز دور. و کلا به من احترام نمیذاره. نکته بعدی اینکه شوهرم دوست داره من مرتب قربون و صدقه اش برم اما اون اینکار رو برای من نمیکنه، و اینکه دوست داره من همیشه ناز و عشوه گری داشته باشم حتی جلوی دیگران، اما من نمیتونم و خیلی معمولی و ساده برخورد میکنم. اگر صحبت دوستاش بشه میگه زنش خوب بوده که خودش خوبه.
اول: من این رو چندین بار گفتم توی این وبلاگ که هیچوقت یک مرد رو بین خودتون و مادرش قرار ندین، در نهایت این شما هستید که ضرر می کنید ، چرا که خیلی طبیعیه که پسرها هم درست مثل ما دوست ندارند کسی مادرشون رو مورد اهانت قرار بده، مگه ما خوشمون میاد که شوهرمون بگه چرا رفتی خونه مامانت؟ خوب بر عکسش هم هست. اما تجربه این رو ثابت کرده که وقتی مرد رو خیلی توی فشار انتخاب میگذارید آخرش جوابی رو میشنوید که دوست ندارید، یک چیزی تو این مایه که مامانمه، دوستش دارم، یک عمر زحمتم رو کشیده، الان به من احتیاج داره، همینه که هست. همیشه یک چیزی رو به خاطر داشته باشید که اون پسر ها و مردهای این مدلی هم اینجوری نیست که اصلا با مامانشون اختلاف نظر یا سلیقه نداشته باشند اما احساس مسئولیت می کنند و وقتی که میبینند شما به عنوان عروس به این محبت بین اونها حساس هستید بیشتر در جهت رضایت مادرشون بر میان، که شاید کم کم از سر شما بیفته. شما نمیدونی که در خلوت اون مادر و پسر چی میگذره شاید شوهرت خیلی هم در مقابل مادرش از شما دفاع کنه یا اینکه حتی دچار اختلاف هم بشن اما برای شما به عنوان عروس تعریف نمیکنه همین. اگه حس می کنی خیلی دخالتهای مادر شوهرت زیاد شده و داره زندگی رو از هم می پاشه با سیاست برو جلو و حرفت رو بزن. اگر بخوای با جیغ و داد و توهین اعتراض کنی ( نمیدونم اینکار رو کردی یا نه اما میگم اگه ) بدون که راه به هیچ جا نمیبری، و فقط تمام حق و حقوق خودت رو با رفتار اشتباهت ناحق جلوه میدی، میشی یک زن غر غروی بهانه گیر، که حرفش به هیچ جا راه نمیبره. بشین راحت با همسرت صحبت کن، و ما بین حرفات چیز هایی بگو که اون خوشش میاد، دلیل هم نداره که حتما چیزایی که میگی راست باشه، اما مثلا بگو ببین من مامانت رو خیلی دوست دارم، و خیلی هم براش احترام قائلم ، از رفت و آمدشون هم هیچ گله ای ندارم، اما از تو به عنوان همسرم میخوام که همونجور من در روابطم با خانواده سعی میکنم حرمت این چهار دیواری رو نگه دارم تو هم همین کار رو بکن، نگذار که رفت و آمدشون به این خونه ای که قراره خونه عشق ما باشه باعث لطمه زدن به محیط بشه. یک چیزی تو این مایه ها، نه اینکه بگی، دیدی مامانت چی گفت؟؟؟؟؟؟؟ منظورش این بود، همیشه یک چیزی میگه، اصلا چشم دیدن زندگی من رو نداره، یا تا کی میخوای هی بری پیش مامانت و از این حرفا، اصلا نگو
دوم: این برداشت من از ایمیل شما بود که وقتی اون جواب میده خانمش خوب بوده که خودش خوبه، یعنی شما با کسی مقایسه اش کردی، ما زنها از اینکار متنفریم چه برسه به یک مرد !!!!!!!! فکر کن بعد از یک مهمونی بگی خدا شانس بده آقای فلانی رو دیدی؟؟؟؟؟ و در ادامه تعریفی ازش بکنی، اصلا این بزرگترین اشتباهه. اگه این رو بگی اون جواب رو خواهی شنید حد اقل در مورد 85% مردها همینجوره.
سوم: بنا به دلیلی که خودت بهتر میدونی، حس میکنه که شاید از پس بعضی از کارها برنیایی، برای همین گفته برو پول رو بریز دور، چون حتما این احساس درش به وجود اومده که شما بیشتر از اونکه عمل کنی ، حرفش رو میزنی، فکر نمیکنم اصلا قصد بد و بی احترامی داشته چون بی احترامی اصلی وقتی بود که بیایی بهش بگی دانشگاه آزاد قبول شدم، و به جای اینکه پولش رو بهت بده، برگرده بگه، من اصلا دوست ندارم تو درس بخونی، یا دور از جونت، برگرده بگه نه پول نمیدم چون تو عرضه نداری درس بخونی، اون حرفش رو به دیکشنری مردونه ترجمه کن میشه این:
اگه مشکل درس خوندن تو پوله بفرما، ببینم حالا چند مرده حلاجی، ثابت کن که پول رو نمیریزی دور و درس میخونی و تمومش می کنی.
با توجه به اینکه دانشجوی انصرافی بودی، شاید این حس براش قوی شده، اصلا در مقابل این حرف جبهه نگیر، ولی خودت رو ثابت کن، پایان ترم با نمرات خوب برگرد، ترم دیگه اینهم نمیگه فقط پول رو میده.
چهارم: وقتی که دوست داره در جمع هم عشوه گری کنی، دلیلش اینه که حس میکنه اون مرد برات مورد پسند و باعث افتخارت نیست که تقریبا ازش کناره میگیری. بذار یک چیزی برات بگم یکی از عمده ترین مشکلات زندگی من با مریخی همین بود که من دوست داشتم توی جمع کنارش بشینم و دستم رو بذارم رو شونه اش، بارها میدیدم که خودش رو میکشه کنار و گاهی زیر لب غر میزد که بده ، خوب برو اونور بشین، این کارا لوس بازیه، اما توی ذهن من این بود که این مرد منو دوست نداره و از من خوشش نمیاد. شاید 1-2 سال خیلی از مهمونی ها رو نرفتیم چون من میگفتم نمیام، دوست نداشتم اون فضای بین خودمون رو، تا اینکه بالاخره صداش در اومد که چرا نمیایی و من توضیح دادم، و مرتب تاکید میکرد که نه باور کن من خودم وقتی اینجور چیزا رو از زن و شوهر های دیگه میبینم یک جور تظاهر و لوس بازی برام تداعی میشه و اصلا ربطی به شخصیت تو نداره، من حس میکنم همسرت هم مشکل منو داره، دوست داره که به دوستاش ثابت کنه زنم منو دوست داره. البته من بعد از توضیحات مریخی و نحوه عملکردش خودم فهمیدم اشتباه کردم و الان تو هیچ مهمونی به هم کاری نداریم، واقعا اون این مدلی راحتتره، به نظرم در این مورد باهاش صحبت کن و البته چون کیس تو بر عکسه و شوهرت دنبال زن عشوه و نازی میگرده کمی رویه ات رو عوض کن، و یک کم ناز و ادا چاشنی رفتارات بکن. مردهایی که این موضوع تو ذهنشون بزرگ بشه با یک عشوه غریبه به دام میفتند.
پنجم : به طور کلی یک مدت حساسیتها رو کم کن ببین چی میشه. کمتر تو هر موردی گیر بده، اثرش معجزه گر خواهد بود
ششم: و خداوند زنان را آفرید تا هیچ مردی به مرگ طبیعی نمیرد - سوره سکته، آیه دق
هفتم: بعد از کلی بالا و پایین و غر و جنگ و دعوا و قربون و قهر و آشتی فهمیدم که باید مدلی زندگی کرد که به خودت شوهرت و بچه ات خوش بگذره و بس.
شرمنده که کامنتها بى جواب موند، سعى میکنم بار آخرم باشه !!!!!!
یه ماچ داد و دمش گرم [ 22 ] | دوشنبه 1 مهر ماه سال 1387 | 07:04 AM | مرجان
۱- مامان به خوبی و خوشی چهارشنبه شب رسید ولی خیلی دیر اومد، من دیگه جدی جدی داشت دلم میومد توی دهنم که بالاخره مامان از دور پیداش شد، همون مامان خودم فقط 10-12 کیلو تپل تر از 24 ماه پیش. گفت که بارهاشون قاطی شده بوده و در حالیکه داشته کم کم نا امید میومده بیرون که دیگه گم شد رفت، بار پرواز بعدی رسیده بوده و اونجا گفته بودند که بارهای جا مونده پرواز KLM با اینها قاطی شده برید اونور که خوشبختانه بعد از 2-3 ساعت سرگردانی مامان و دلشوره من بالاخره چمدونهاشون پیدا شد و اومدند اما قیافه مسافرهای بریتیش ایر ویز تماشایی بود، بیشتر از 37-8 تا چمدون و ساک کلا و رسما گم شده بود، و گفتند که برید فرم پر کنید که توش چه چیز هایی بوده معادلش یورو بهتون پرداخت میکنیم. حالا حساب کنید ایرانیها برن بگن، 2 کیلو سبزی خشک، 3 کیلو گردو، 4 کیلو آجیل، آلو، کشک، .......... حالا معادلش یورو بدین.
2- توی فرودگاه کلی چیزی دیدم که باید سر فرصت بنویسمشون، یک عالمه چیز های جالب که شاید همه چشمها اینها رو جالب نبینند اما من دیدم
3- اولین برخورد:
مامان: چقدر تو خوشگلتر شدی
من: چقدر شما تپل شدی
مامان: نیمرخ شو ببینم، نه، خیلی خوشگلتر شدی
من: مامان شما یک کم شکسته شدین
مامان: خوب در عوض تو خیلی از خودت کوچیکتر شدی
من: دور چشماتون چرا سیاه شده
مامان: موهات خیلی قشنگه، هم مدلش هم رنگش
من: باید از فردا مرتب کرم بزنید
مامان: اصلا یک شکل دیگه شدی، قبلا که خیلی خوب بودی ( از همون دست و پا بلوری و اینها ) اما الان یک چیز دیگه شدی
من: یادم باشه از فردا روزی یک لیوان چای سبز دم کنم براتون، یک کم هم پیاده روی باید این اضافه وزن کم بشه
مامان: آخیش بوی کانادا اومد، دلم باز شد، خدا رو شکر
من:یعنی بقیه هم همینقدر تپل شدن؟
مامان: بابا هی من هیچی نمیگم هی تو ادامه بده، نمیتونی ببینی لوله های نفت رو بستن به سفره امون میخوریم چاق میشیم، نفت هم که لامصب چرب، کالریش بالاست دیگه، صبحانه نون و پنیر و نفت، بعد از ناهار یک لیوان نفت داغ، عصرونه کیک خامه ای با نفت،
4- رسیدیم خونه مامان چمدونها رو باز کرد، اول از همه امیر خان کام دل از چمدونهای مامان گرفت، منهم که جای همه خالی، علی الخصوص دزدان عزیز مقیم تورونتو، دوباره صاحب کلی طلا و سکه شدم، مخصوصا یک سرویس طلای سفید با برلیان خیلی خوشگل طرح ورساچی هدیه اون خواهر کوچیکه که بد جوووررررررر چسبید لامصب، خیلیییییییییی قشنگه، خیلی خیلی خوشم اومد، اما خداییش باورم نمیشه، این خواهر کوچیکه آدم شده بزرگ شده خانم مهندس شده کارمند شده، روزیکه مامان میومد تولد این کوچولو بود، منهم از قبل کلی یادم بود که بهش زنگ بزنم اما درست روز تولدش یادم رفت، تولدت مبارک ته تغاری، 27 شهریور 1360، دیگه قول میدم یادم بمونه.
تبصره برای آقا دزد ها: همه رو بردم گذاشتم تو صندوق امانات بانک شرمنده.
5- خواهر کوچیکه یک سی دی عکس برام فرستاده بود، جدید ترین فولدرش مال عروسی دختر عموم بود، حدود 2 ماه پیش ، تقریبا از کل فامیل 3% رو شناختم، نه که بگی من خنگ شدم نه اما همه فرق کرده بودند، اینهم یک توضیح بدم که من آخرین باری که کل فامیل رو جمع شده یک جا دیدم مراسم عزا داری بابای خودم بود که اینقدر اعصابها خرد بود که اصلا یادم نبود چه شکلی هستند و بچه هاشون چیه و چقدریه، حالا یک عالمه خانم تپلی با طلاهای قلنبه با یکسری دختر و پسر جوون و نوجوون بغل دستشون، بچههاشون رو که طبیعی بود نشناسم، اما خودشون هم واقعا نشناختم، مثلا دختر عمه ام که درست هم سن خودم بود، راهنمایی هم با هم تو یک مدرسه بودیم، به مامان میگم این خانم چاقالوئه کیه؟ مامان میگه جدی نشناختی؟ بعد که معرفیش میکنه میگم به خدا این الان 45 ساله معلوم میشه و وزنش راحت 95 کیلو شده. اینکه پهلوشه کیه؟ دخترشه دیگه، نهههههههههههههههههههههه، دخترایی که من هند بودم به دنیا اومده بودن همه ممه برجسته. با این حساب عمرا که من برم ایران، اصلا هیچکس رو نمیشناسم، پسرای هم سن و سال من که 2-3 سالی میشه زن گرفتند، نصفی کچل، نصفی شکم گنده، نصفی هم کچل هم شکم گنده.
6- مامان یک عالمه عکس قدیمی برام آورده بود که میخواستم اسکن کنم بذارم اینجا ، یادم رفت الان هم همه خوابند این اسکنر کمی قیژ قیژ میکنه میترسم مامان بیدار بشه، فردا میذارم.
7- تشکر بسیااار ویژه از شیوای عزیزم، که زحمت کشیده بود و یک جلد از کتاب دست نوشته خودش رو با امضای زیباش به مامان داد که برام بیاره، شیوا جان بدون اغراق این یکی از بهترین هدایایی بود که از کسی گرفتم، کارت پستال زیبات با دستخط هنرمندانه و متن قشنگش بسیار خوشحالم کرد و خدا رو شکر کردم از بابت داشتن اینهمه دوستان خوب که به طرق مختلف محبتشون رو ابراز میکنند و من با تعداد بسیار زیادشون از طریق همین صفحه مجازی آشنا شدم. ممنونم از همه شما دوستان خوب، که کلی شادی و انرژی بهم هدیه میدین.
اسم کتاب: من جر میزنم
از افاضات خواهر کوچیکه به مامان: شما باید خیلی خوشحال بشی داری میری اونجا هم بچه ها رو می بینی هم 8.5 ساعت جوونتر میشی.
یه ماچ داد و دمش گرم [ 64 ] | شنبه 30 شهریور ماه سال 1387 | 08:45 AM | مرجان
کسى میدونه امروز چه خبره؟؟؟؟؟؟ امروز دنیا یک رنگ دیگه است !!!!! البته بعضى ها میدونن چه خبره. میام میگم
امروز مهمون عزیزى دارم که خیلى هم از قضا دلتنگش بودم، دقیقا هم 24 ماه میشه که ندیدمش، مهمونى که وجودش براى همه خونه ها برکته و نفسش رحمت.
مامان عزیزم تا چند ساعت دیگه وارد تورونتو میشه، 3-4 ساعت دیگه منم بعد از 24 ماه مامان دار میشم.
یه ماچ داد و دمش گرم [ 94 ] | چهارشنبه 27 شهریور ماه سال 1387 | 7:31 PM | مرجان
توی این چند وقت اخیر اینقدر کامنت خصوصی و ایمیل از خیانت آقایون به دستم رسید که کلا مجبور شدم بگم مرد ایرانی ایول دمت گرم. بابا زمان ما مردا خیلی بی بخار بودند، باید تحقیق کنیم ببینیم چه خبره، البته حدس میزنم که برای رشد شکوفایی اقتصادی، توی خوراک دامی مواد هورمونی حاوی ویاگرا میریزند که گاوها و خروس ها تند تند بتونند گوساله و جوجه تولید کنند، و باعث شکوفایی اقتصادی در برنامه دوره دوم پر.زیدنتی بشن که روی هر چی شاکیه کم بشه، و همینطور هم در کود های گیاهی هورمون تقویت تخم میریزند که سبزیجاتی چون گوجه و خیار و بادمجان به تخم بیفتند و بشه بذر بیشتری تهیه کرد و بعد از اون بذرها رو در زمینهای وسیعی کاشت و نتیجه میشه رونق اقتصادی، یعنی نرخ تورم گوجه و بادمجان نزول میکنه که این میشه یک شکوفایی و نو آوری ویژه در مدت 8 سال خدمت صادقانه، حالا این وسط این هورمونها از قضا آقایون ایرانی رو هم اکتیو کرده و شدیدا مشغول حال دادن به خودشون هستند. خیلی کلا متاسف شدم، از خوندن اون پیامها و بیشترین چیزی که آزارم داد نحوه انتقام گیری اشتباه خانمها بود، تمام نمونه هایی که برام نوشته بودند که در راه مبارزه با مرد خائن به کار گرفتند رو اینجا میگذارم و میگم که کجاش اشتباه است و البته از نظر بقیه هم استفاده میکنیم ( اگه دلشون خواست مشارکت کنند) و اما اقدامات خانمها این بوده:
1- در آوردن آی یو دی و قطع قرص که حامله بشه و آقا به خاطر بچه دست از خیانت برداره:
من قبلا هم گفتم حاملگی و بچه خودش یکی از عوامل دور کردن مردها از زن و خونه است و یکی از عوامل به وجود آورنده خیانت هست، آخه قربونت برم اینها هم کار بوده؟ نه من میخوام بگم بیکاری واسه خودت دردسر درست کنی؟ میدونی یک بچه چقدر دردسر داره حالا اگه یک بابای سر به هوا هم داشته باشه که نور علی نور. حالا تازه بهانه اش بیشتر میشه، که تو غر غرو شدی، خسته ای، سنگین شدی ، حوصله منو نداری، و بعدش هم که اولش بچه براشون مثل یک عروسک می مونه بعدش تا دست بزنن به بالاتنه شما، جیغتون در میاد ، خوب حق دارین، چه سزارین چه طبیعی کلی طول میکشه که برگردین به حال عادی چه هورمونی چه جسمی و روحی، باید با افسردگیهای بعد از زایمان که در هر کسی شدت و ضعفش فرق داره دست و پنجه نرم کنید، و اینها همه خودش باعث سردی روابط زن و مرد در حالت حتی عاشقانه هم میشه، حالا اگه مردی که میشنگه، با این مسائل روبرو بشه، دیگه رسما باید از تو بغل اون یکی زن بکشیدش بیرون. برای هزارمین بار میگم، بچه دار شدن آمادگی روحی قوی میخواد شاید مردان خیلی خوبی هم باشند که ساپورت روحی قوی بدن، اما باز هم شخص اصلی دخیل در این موضوع زن هست و بس، بسته به نوع تفکر خیلی چیز ها میتونه باعث خرابی حال روحی بشه. مثلا یکی بعد از زایمان از هیکلش خوشش نمیاد، یکی از بچه شیر دادن، یکی از اینکه وقتش کاملا پر شده، از هر 10 نفر هم شاید یکی اصلا دچار این مسائل نشه، من خودم شخصا تجربه خوبی اصلا نداشتم. تنها وقتی اینکار رو بکنید که کاملا پذیرفتید مسئولیتش رو و دردسر هاش رو. آقایون خیلی زیاد که زحمت بکشند یعنی دیگه خیلییییییی خیلی خودشون و شما رو خجالت بدن، کارشون تو 15 دقیقه تمومه، 9 ماه بعدش مال شماست، ماه اول هم از اینکه تونستن مردیشون رو ثابت کنند، هی ذوق دارند، از تب و تاب این چیز ها که افتادن، دم در میارن.
2- قرص خوردم که خودکشی کنم اما نمردم:
خوب مبارکه. اما آخه من این موضوع رو چند بار بگم که مردا هیچوقت مثل آدم نمیان بگن یالا طلاق بگیر برو چون من میخوام برم دختر بازی، حتی اگه پاشون هم بکنن تو یک کفش که طلاق بگیر برو اگه شما بگید نه، اونها هیچ کاری نمیتونن بکنند جز اینکه یک آتوی اساسی داشته باشند از شما، مثلا همین کاری که شما کردی، کلیه مدارک پزشکی و همه چیز حاضره که ثابت کنه شما سلامت روانی ندارید، و بتونه سرش رو بگیره بالا و با شهامت بیشتری به کارش ادامه بده تا جاییکه اونقدر آزار روحی ببینید تا خودتون بگید مهرم حلال جونم آزاد. یا اینکه برید تو مود افسردگی و بیماری و روزی چند تا قرص بخورید و یا اینکه خودتون رو به مریضی بزنید، که آی من حالم خوب نیست. این دقیقا نشون دهنده ضعف شماست، من اگه میگم بمون و طلاق نگیر برای اینکه با سیاست، بشی مزاحم اون مرد، که نتونه به راحتی بزنه بیرون، و دنبال خرابکاری کردنش باشه. اما اگه قراره بمونی که اشتباه عمل کنی و خودت با دستهای خودت تمام حقوق داشته و نداشته ات رو بدی دست اون آقا، خوب همون اول مثل یک خانم طلاق بگیر برو.
3- دو ساله که با یک پسر دوست شدم و با هم رابطه داریم:
در این مورد من با نفس عمل مشکلی ندارم، اصلا هم نمیگم وای خدا مرگم بده چه کار بدی اما چند تا چیزی که در روابط مختلف دیدم رو براتون میگم، اول اینکه موقعیت خودتون رو بشناسید، گاهی اوقات زنهای ایرانی وقتی قراره یک نقشی رو بازی کنند اونقدر تو اون نقش فرو میرند که خودشون هم به اشتباه باورشون میشه که واقعا در اون شرایط هستند. تو هنوز متاهلی و دوست پسر گرفتی، اینو فراموش نکن. بعدش هم که هرگز برای انتقام گرفتن از همسر بی وفا نرو دوست پسر بگیر، فقط وقتی اینکار رو بکن که حس کنی جای یک مرد برای حال کردن تو زندگیت خالیه اونوقت برو دنبال دلت، یعنی با خودت رو راست باش بگو یکی رو میخوام فقط برای وقت گذرونی و بس. وقتی میری باهاش از همون اول از اون آدم برای خودت بت درست نکن، این رابطه قرار نیست هیچ سر انجامی داشته باشه، حد اقل الان هیچی توش نیست. ممکنه که بعد از 2 سال اینقدر صمیمیت و نزدیکی ایجاد بشه که تصمیم بگیری جدا بشی از همسرت و با این آقا باشی، اما الان یادت باشه قرار نیست به هیچ آینده و عاقبتی فکر کنی جز اینکه من تنها بودم یکی رو میخواستم که وقتم رو باهاش بگذرونم و اون آقا هم شرایط منو میدونه و شا