<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0">
	<channel>
		<title><![CDATA[از قلب کویر]]></title>
		<link>http://kavir-semnan.blogsky.com</link>
		<description><![CDATA[اگه میتونین و شرایطش رو دارین که بیایین کانادا حتی یک لحظه هم صبر نکنین.....]]></description>
		<language>fa</language>
		<generator>RSS Generated by BlogSky.com</generator>
		
			
				<item>
					<title><![CDATA[CAR LEASING ( لیز &nbsp;ماشین )]]></title>
					<link>http://kavir-semnan.blogsky.com?PostID=254</link>
					<description><![CDATA[<P>&nbsp;</P>
<P align=justify>اول از همه اینو بگم که من اصلا الان خرید و فروش ماشین در ایران رو نمیدونم که به چه صورت هست پس اگه میگم کانادا اینجور و اونجور ، فکر نکنین دارم مقایسه میکنم یا هر چی نه، من فقط راجع به اینجا صحبت میکنم، چون یکی دو بار سو تفاهم شده بود که اینهایی که تو میگی الان هم تو ایران هست، برای همین میگم که حرفای من بی غرضه، قصد توهین به ایران عزیز و پیشرفته رو ندارم. <BR>&nbsp;<BR>در کانادا در حقیقت به دو روش میتونید صاحب ماشین باشید، روش اول <STRONG>خریدن</STRONG> ماشین هست و روش دوم <STRONG>لیز کردن.</STRONG> لیز در حقیقت مثل کرایه کردن ماشین هست. <BR>&nbsp;<BR><STRONG>1- خرید ماشین</STRONG> - خریدن ماشین هم به چند مدل هستش که یا شما ماشین رو به صورت کش ( CASH ) یا نقدی میخرید، همه پول ماشین رو میدین و دیگه میارینش خونه و به سلامتی مال خودتونه، این روش نقدی بیشتر برای ماشینهای استفاده شده ( USED) و قدیمی تر به کار میره، وگر نه اصلا به صرفه نیست که کسی برای ماشین نو اینجا پول نقد بده، چرا که هر ماشین به اصطلاح یه RESALE VALUE داره که معمولا این ارزش رو برای بعد از مدت 5 سال یا به عبارتی 60 ماه محاسبه میکنن، که یعنی شما بعد از 60 ماه اگه بخواهید همون ماشین رو با 5 سال عمر از دست رفته بخرید چنده، <BR>مثلا ماشین نو امروز قیمتش هست، 30000 دلار، بر اساس محاسبه متخصصین اینکار این ماشین بعد از 5 سال قیمتش میشه 20000 تا تو بازار،&nbsp; یعنی سالی 2000 تا ازش کم شده که این مبلغ در مورد ماشینهای متفاوت از کمپانیهای مختلف فرق میکنه، وقتی که شما ماشین نو رو میخرید به صورت نقدی، یعنی 30000 دلار براش پول میدین، همون ثانیه که از در نمایشگاه ( DEALERSHIP) اومدین بیرون قیمتش رو منهای استهلاک یکساله اش که همون 2000 تا بود بکنید. یعنی فقط کافیه که 5 دقیقه با این ماشین درایو کنید که قیمتش از 30000 تا به 28000 تا برسه ( قوانین و چرا و چگونه اش کمی توضیح میخواد بذارین یه فرصت مناسب بگم) ضمن اینکه اون 30000 تا فقط کاست ( COST) ماشین بوده برای محاسبه استهلاک 5 ساله در حالیکه وقتی شما میخواهید پول بدین یه مبلغ 5 % GST ( GOODS AND SERVICES TAX) و یه مبلغی بابت FREIGHT و DELIVERY میدین که این مبالغ هم بسته به کمپانیهای مختلف بین 1000 تا 1500 دلار هستش. و یک سری مخارج دیگه که هیچی نباشه یه 4-5 هزار تا اضافه میشه، حالا اینجوری حساب کنید که شما ماشین رو براش 35000 دلار نقد پول دادین 5 دقیقه بعدش قیمت همون ماشین تو بازار 28000 تاست. ( نمیدونم گفتم منظورمو یا نه) خلاصه که هر چی تو ایران ماشین سرمایه بود اینجا اصلا از این خبرا نیست. <BR>&nbsp;<BR>روش دوم خریدن ماشین اینه که پولش رو<STRONG> قسط بندی</STRONG> میکنید با یه بهره مشخص میدین ( PURCHASE FINANCING) مثلا دوباره همون ماشین بالایی که قیمتش بود 30000 تا، به علاوه تکس و بقیه رو با نرخ بهره مثلا 2% برای 60 ماه محاسبه میکنن، و اون میشه مبلغ ماهیانه ای که خریدار باید بپردازه ولی بعد از 5 سال صاحب اون ماشین هستش و اگه بخواد بره ماشین رو بفروشه میتونه به راحتی توی مارکت به قیمت روز مثلا همون 20000 تای بالا بفروشه، اما هیچوقت یه ماشین اینجا سودی نداره،&nbsp; <BR>&nbsp;<BR><STRONG>2-لیز کردن ( LEASE) ماشین</STRONG> - و اما اول راه بگم که من میگم لیز ولی غلط میگم شما بگین لیس یه چیزی بین ز و س باید تلفظ بشه ولی چون بیشتر به ز میخوره من میگم لیز خلاص، ولی خودمون بدونیم ها به کسی نگین غلطه!!!!!!!!!!! خوب من چکار کنم کیبورد اون مدلی تایپ نمیکنه. آهان بریم سراغ اصل مطلب. اینهم یه چیزی شبیه همون FINANCE کردن ماشینه ولی با یه فرق که اولا معمولا بهره ( گفتم معمولا ) بالاتره، و اینکه تمام مبلغ ماشین تقسیم بر اون مدت نمیشه، یعنی اینکه، یه مبلغی رو محاسبه میکنن میذارن کنار ( بازم کمپانی با کمپانی فرق داره) اسم اون هست BUY BACK VALUE، یا RESIDUAL VALUE که این در حقیقت می مونه کنار واسه بعد از پایان لیز، این مبلغ برابره با همون ارزش ماشین بعد از 5 سال حالا محاسبه اش رو به طور کلی میگم، مثلا همون ماشین 30000 تایی رو میگن بعد از 5 سال RESALE VALUE اش هست 15000 تا، میان قیمت ماشین رو با هزینه های جانبی حساب میکنن میشه 35000 تا، اون 15000 تا رو ازش کم میکنن، میشه 20000، این مبلغی هست که شما باید در عرض 5 سال ( بسته به مدت لیز، میتونه 24، 36، 48 یا 60 ماه باشه ) با بهره مثلا 2% ماهانه می پردازین و ماشین رو میرونید. اما بعد از پایان مدت لیز این ماشین مال شما نیست، باید یا ببرین تحویل بدین به کمپانی یا اون 15000 تای باقیمونده رو بپردازین که ماشین مال شما بشه، که اونهم میتونین دوباره قسطی برای 4-5 سال بدین، در هر دو حالت FINANCE یا لیز میشه یه مبلغی رو به صورت پیش قسطی داد ( DOWN PAYMENT ) که این باعث میشه پرداخت ماهیانه کمتر بشه. امیدوارم متوجه شده باشین هر چند که بحث خیلی حیاتی نبود </P>
<P align=justify><BR>&nbsp;<BR><STRONG>چند نکته کوچولو:</STRONG> </P>
<P align=justify><BR>&nbsp;<BR>1- لیز کردن به درد آدمهایی مثل من میخوره که از یه ماشین زود خسته میشن و با پرداخت مبلغ نه چندان زیاد همیشه این شانس رو دارن که ماشین نو و خوب سوار بشن، درصد لیز تو کانادا و آمریکا چیزی بالای 80% هست <BR>&nbsp;<BR>2- نرخ بهره گاهی وقتا در بعضی فصول حتی به خاطر رقابت در بعضی کمپانیها به 0% میرسه، ولی در کل بین 0 تا 6 % نرماله و برای ماشینهای USED گاهی به 7% هم میرسه&nbsp; <BR>&nbsp;<BR>3- RESIDUAL VALUE همیشه برای ماشینهای ساخت آمریکا مثل ( GM ( GENERAL MOTORS&nbsp; یا FORD پایینتره و برای ماشینهای ژاپنی بیشتره، ( TOYOTA، LEXUS، HONDA ، ACURA، NISSAN، INFINITI، ....) ماشینهای کره ای کمترین رو دارن مثل HYUNDAI. <BR>&nbsp;<BR>4- ماشین من الان لیزه ( همه رو نوشتم که اینو بگم، فهمیدین که الان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)&nbsp; <BR>&nbsp;<BR>5- ماشین های لیز معمولا محدودیت کیلومتر دارن یعنی تا سالی 24000کیلومتر مجانیه اگه بیشتر شد باید مابقیش رو بدین <BR>&nbsp;<BR>&nbsp;<BR>&nbsp;</P>
<P align=justify><BR>&nbsp;</P>]]></description>
					<pubDate>Thu, 15 May 2008 23:07:34 GMT</pubDate>
					<comments>http://kavir-semnan.blogsky.com/Comments.bs?PostID=254</comments>
          <guid>http://kavir-semnan.blogsky.com?PostID=254</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[تعطیلات رسمی]]></title>
					<link>http://kavir-semnan.blogsky.com?PostID=253</link>
					<description><![CDATA[<P>&nbsp;</P>
<P align=justify>داشتم فکر میکردم که این هفته، لانگ ویکند ( LONG WEEKEND) هست و دوشنبه هم اینجا تعطیل رسمیه. یه باره به فکرم رسید راجع به تعطیلات رسمی کانادا بنویسم.&nbsp; شاید خیلی ها دوست داشته باشن. <BR>&nbsp;<BR>اینجا اکثر تعطیلات رسمی یا دوشنبه است یا جمعه که آخر هفته ها رو تبدیل میکنه به لانگ ویکند، و 3 روزه میشه. مثل ایران نیست که مثلا شهادت یا تولد کدوم امام اگه افتاده وسط هفته همون روز تعطیله بقیه اش هم میشه بین ا لتعطیلین یه باره 6 روز پشت هم، بعدش جاده هراز و چالوس ترافیک میشه مردم 2 روز کنار جاده میخوابند، 2 روز تو تونل گیر میکنن، 3 روز خستگی سفر در میکنن، در نتیجه 10 روز نمیرن سر کار ( یه کم شلوغش کردم یعنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟) <BR>&nbsp;<BR><STRONG>1</STRONG> - <STRONG>NEW YEAR DAY</STRONG> ( روز اول ژانویه هر سال ) <BR>اینکه توضیح نمیخواد دیگه روز اول سال نو هستش </P>
<P align=justify><BR>&nbsp;<BR><STRONG>2- FAMILY DAY -</STRONG> همیشه <STRONG>سومین دوشنبه ماه فوریه</STRONG> میشه حالا مهم نیست که چندم ماه باشه،&nbsp; این تعطیلی کاملا جدیده و سال 2008 اضافه شده و مربوط به دولت انتاریو هست، ادارات دولتی در این روز کار میکنن.</P>
<P align=justify>&nbsp;<BR>&nbsp;<BR><STRONG>3- GOOD FRIDAY -</STRONG> اولین جمعه قبل از <STRONG>EASTER MONDAY</STRONG> ( روز به صلیب کشیده شدن عیسی مسیح ) این تنها تعطیلی هست که به خاطر اینکه بر اساس قرار گرفتن جهت ماه حساب میشه هر سال تغییر میکنه. در حقیقت گود فرای دی همون شبی هست که شام آخر عیسی مسیح با یارانش بوده که تابلوهای مشهورش همه جا هست. </P>
<P align=justify><BR>&nbsp;<BR><STRONG>4-</STRONG> <STRONG>EASTER MONDAY</STRONG> - همیشه <STRONG>اولین دوشنبه بعد از گود فرایدی</STRONG> ( GOOD FRIDAY) است و زمانش بین آخر مارچ تا آخر آپریل تغییر میکنه، همونطور که گفتم محاسباتش قمری هست، چون اعتقاد بر این بوده که زمانیکه شام آخر اتفاق افتاده ماه کامل بوده ( FULL MOON) در نتیجه بر این اساس و همینطور PASS OVER ( از مناسبتهای مذهبی دین یهود که معتقدن یه جورایی اینها به هم لینک شده و مرتبط هستند ) محاسبه میکنن، اینکار راحتی نیست ولی تقویمهایی تو اینترنت هم موجود هست که میتونه اینو محاسبه کنه. EASTER MONDAY مدارس و ادارات&nbsp; دولتی و بانک ها تعطیلن ولی بقیه جاها بازه، سمبل EASTER خرگوش و تخم مرغهای ایستر هستن ( EASTER BUNNY ) و تخم مرغهای رنگی که توش پر از شکلات هستن یا شکلات هایی که به شکل تخم مرغ هستن، باید&nbsp; قایمشون کنی جای جای خونه بعدش بچه ها معمولا لباس یا کلاه خرگوشی میذارن رو سرشون میرن میگردن اینها رو پیدا میکنن <BR>اونهایی که خیلی مذهبی هستن صبح روز EASTER MONDAY با پاشیدن آب ایستر ( آبی که توی کلیسا روز یکشنبه قبلیش دعا خونده شده ) روی صورت زنهاشون اونها رو از خواب بیدار میکنن و دعایی که میکنن اینه " <STRONG>MAY YOU NEVER WITHER</STRONG> " . مثلا رئیس من از اون کتولیک های 2 آتیشه هست که اینکارو میکنه ( قبل از اینکه این قسمت رو تایپ کنم رفتم ازش میپرسم میشه کامل برام راجع به ایستر ماندی بگی؟ میگه حالا چرا یادت از این اومده ؟ میگم همینجوری، اونم بی حرف پس و پیش تمام توضیحات بالا رو تحویلم داد منم اینجا نوشتم )</P>
<P align=justify>&nbsp;<BR>&nbsp;<BR><STRONG>5-</STRONG> <STRONG>VICTORIA DAY</STRONG> - تولد ملکه ویکتوریا روز 24 می ( MAY) بوده حالا هر سال<STRONG> اولین دوشنبه قبل</STRONG> <STRONG>از 24 ماه می میشه ویکتوریا دی،</STRONG> حالا مهم نیست چندم باشه ( <STRONG>این هفته که لانگ</STRONG> <STRONG>ویکند هست، ویکتوریا دی هستش</STRONG> و آتیش بازی به وفور، بنده هم از فرصت استفاده کرده یه هتل رزرو کردم، از شنبه عازم بلاد کفر یا همون آمریکا هستم ولی دوشنبه بر میگردم، یه بار دیگه قابل توجه <STRONG>دزدان وبلاگ خوان</STRONG> مقیم تورونتو و حومه، خونه نه تنها خالی نیست بلکه، توش کوفت هم پیدا نمیشه، خداییش اصلا ارزش نداره که وقتتون رو&nbsp; بذارین واسه خونه ما، من که میگم برین یه گشتی اون اطراف بزنین شاید یه خونه خالی که هنوز طلاهاشون سر جاشه پیدا بشه، ولی اگه رفتین تو برای اینکه من شرمنده نشم حد اقل از تو یخچال یه کم پسته و بادوم بردارین بخورین، کابینت بالای سینک هم توش لیوان هست، رو در فریزر هم که یخ ساز داره، شربت توت فرنگی هم خودم درست کردم شیشه اش رو در یخچاله یه شربت توت فرنگی درست کنین، فقط قربون دستتون اون در ماشین ظرفشویی رو باز کنین، لیوان شربت با بشقاب پسته رو بذارین اون تو، من از لیوان جلو سینک ظرفشویی متنفرم، <STRONG>با تشکر از دزدان محترم مقیم مرکز و حومه،</STRONG> راستی گفتم که خونه خالی نیست؟؟؟) </P>
<P align=justify><BR>&nbsp;<BR><STRONG>6-</STRONG> <STRONG>CANADA DAY</STRONG> - همیشه <STRONG>اول جولای</STRONG> هست حالا هر روزی که میخواد باشه اما اگه شنبه باشه یا یکشنبه، دوشنبه اش رو تعطیل میکنن. تولد کاناداست، روزی که این کشور به رسمیت شناخته شد. از سال 1879 تا 1982 اسمش بود DOMINION DAY ولی سال 1982 به کانادا دی تغییر کرد. </P>
<P align=justify><BR>&nbsp;<BR><STRONG>7-</STRONG> <STRONG>CIVIC HOLIDAY</STRONG> - این روز فقط برای اینه که بگن <STRONG>کار نکنید</STRONG>!!!!!!!!!!! این تنها روزیه که در سال هیچکس نباید کار کنه مهم نیست شغلتون چیه کار بی کارررررررررررر، این تعطیلی در ایالتهای مختلف فرق میکنه و در انتاریو ( جاهای دیگه رو دقیق نمیدونم) همیشه <STRONG>اولین دوشنبه آگوست</STRONG> هست. </P>
<P align=justify><BR>&nbsp;<BR><STRONG>8-</STRONG> <STRONG>LABOUR DAY</STRONG> -&nbsp; همیشه<STRONG> اولین دوشنبه ماه سپتامبر</STRONG> هست&nbsp; مبنای باز شدن مدارس همین تعطیلی هست یعنی روز بعد از LABOUR DAY اولین روز مدرسه است برای دانش آموزان، گاهی میشه سوم سپتامبر یا پنج یا شش، اونش فرقی نمیکنه. </P>
<P align=justify><BR>&nbsp;<BR><STRONG>9-</STRONG> <STRONG>THANKSGIVING DAY</STRONG> - یه چیزی تو مایه همون روز <STRONG>شکرگذاری</STRONG> و <STRONG>جشن مهرگان</STRONG> خودمون، که در کانادا همیشه <STRONG>دومین دوشنبه ماه اکتبر</STRONG> هست و در آمریکا <STRONG>سومین پنجشنبه ماه نوامبر</STRONG>. این همون روز بوقلمون خوری هست، دیگه همه شهر یه ROASTED TURKEY تو خونه اشون پیدا میشه جز من ، که اصلا بوقلمون دوست ندارم، هیچوقت هم نمیفهمم چرا تو ایران ضرب المثل اعیان و اشراف بوقلمون بوده، بو میده من که اصلاا........................ اونم اینجا که اینقدر محصولات بوقلمونی فراوونه من اصلا طرفشونم نمیرم ( داهاتی اصیل به این میگن ، یاد بگیرین) </P>
<P align=justify><BR>&nbsp;<BR><STRONG>10</STRONG>- <STRONG>CHRISTMAS DAY</STRONG> - همیشه <STRONG>25 ماه دسامبر</STRONG> هست و توضیح لازم نداره</P>
<P align=justify>&nbsp;<BR>&nbsp;<BR><STRONG>11-</STRONG> <STRONG>BOXING DAY</STRONG> - دقیقا <STRONG>یک روز بعد از کریسمس و در 26 دسامبر</STRONG> هر سال هست.یه توضیح کوچولو بدم که ریشه این روز از انگلیس بوده و روزی بود که پادشاهان انگلیس گذاشته بودن تا هر فروشنده و مغازه داری هر چی سود میکنه به نفع فقرا استفاده کنه. بعد ها اومدن اینو باب کردن که یه سری هدایایی میذاشتن تو باکس ( جعبه) و میگفتن که اگه هر کی اینها رو بخره سودش و یا حتی کل پولش مال فقرا هست. به مرور زمان خانمهای خونه که برای ایام عید میلادی کمی جمع و جور میکردن وسایل اضافی خونه رو&nbsp; که تمیز بودن میذاشتن تو جعبه برای پخش کردن بین نیازمندان. کلا در عرض چند صد سال این رسم و آیین ور افتاد و فروشنده ها از این روش برای سود دهی بهتر بیزنس خودشون استفاده کردن، در نتیجه معروف شد به روزیکه حراجهای بزرگ هست و اجناس خیلی ارزونتره و مردم هم حمله میکنن به مال ها برای خرید کردن. </P>
<P align=justify><BR>&nbsp;<BR>در سال چند روزی هم هست که تعطیل نیست ولی مناسبت خاصی هست و مردم کارهایی رو برای این روز ها انجام میدن که بعدا میذارم، مثل هالووین، روز مادر، روز پدر، سال نو چینی ها، و از سال 2009 هم که نوروز وارد تقویم رسمی کانادا میشه و جشن گرفته میشه براش ( همین 1-2 ماه پیش تصویب شد و جزو مناسبت های رسمی کانادا شد ) یا ولنتاین و امثال اینها که بعدا تر تر تر تر هااا اطلاع رسانی میکنم <BR>&nbsp;<BR>&nbsp;<BR>&nbsp;</P>
<P align=justify><BR>&nbsp;<BR>&nbsp;</P>]]></description>
					<pubDate>Tue, 13 May 2008 22:50:41 GMT</pubDate>
					<comments>http://kavir-semnan.blogsky.com/Comments.bs?PostID=253</comments>
          <guid>http://kavir-semnan.blogsky.com?PostID=253</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[پشمالو]]></title>
					<link>http://kavir-semnan.blogsky.com?PostID=251</link>
					<description><![CDATA[<P>&nbsp;</P>
<P align=justify>**چیه؟ چیزی شده؟ </P>
<P align=justify><BR>&nbsp;<BR>نه، دارم فکر میکنم،به 20 سالی که گذشته ، به اینکه تو 20 سال گذشته دو تا بچه بزرگ کردم، یکیش الان 42 سالشه ( شوهرش رو میگفت ) یکی دیگه اش یه پسر 17 ساله، روز اول عاشق هر دوشون بودم اما امروز از بچه 42 ساله ام متنفرم و خسته، عشقم به بچه 17 ساله ام 100 برابر شده، راستی چرا من باید اون هم تربیت میکردم؟ چرا باید همه چیز رو یادش میدادم؟ مگه اینها وظیفه مامانش نبود؟ اصلا چرا اینقدر وقت گذاشتم؟ اما دیگه اینو نمی فهمم حالا که شده همون چیزی که من میخواستم چرا اینقدر ازش بدم میاد؟؟؟؟؟؟؟ چرا حالمو به هم میزنه؟؟؟؟؟چرا حس میکنم خیلی خسته ام کرده؟؟؟ چرا خیلی از لحظات زندگیم رو که میتونست خیلی خوب باشه از دست دادم به خاطر اون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ باید تمومش کنم، بچه ام که بزرگه، خودم که کار میکنم و یک لقمه نون در میاد، نفس اونهم که حالمو به هم میزنه، نه دیگه جدی باید تمومش کنم. <BR>&nbsp;<BR>میگم ، قبل از اینکه تیشه بزنی به ریشه همه چیز یه مدت ازش دور شو، شاید حتی فقط 2-3 هفته برو یه مسافرت ببین چی میشه.&nbsp;</P>
<P align=justify>&nbsp;<BR>&nbsp;<BR>تو دیگه چرا اینو میگی؟ فکر میکردم درکم میکنی، </P>
<P align=justify><BR>&nbsp;<BR>آره ولی خودت یه چیزی گفتی، گفتی که حالا که شده همون چیزی که من میخوام، یعنی بالاخره <STRONG>مقاومت نکرده برای تغییر،</STRONG> اونهم تلاش کرده که چیز هایی که از بچگی تا حالا یاد گرفته بوده کم کم تغییرشون بده، بعضی از مردا اصلا حاضر نیستن قبول کنن که حتی احتیاج به 1% تغییر دارن، تا دهنتو باز کنی حرفی بزنی که به نفع وجهه اجتماعی و شخصیتی خودشونه باز میگن <STRONG>تو لازم نیست به من درس بدی</STRONG> اونهایی مشکل دارن که خیال میکنن علامه دهر هستن و همه مشکلات فقط مال زن هست. </P>
<P align=justify><BR>&nbsp;<BR>شاید تو راست بگی ولی خسته ام، میدونی اونهم مقاومت کرد، چندین سال من اصرار کردم اون مقاومت کرد، تا ولش کردم و گیو آپ کردم، شروع کرد به عوض شدن چرا مرجان؟ واقعا چرا؟ </P>
<P align=justify><BR>&nbsp;<BR>خوب اینکه طبیعیه اصولا مرد جماعت مشکلات روانیش حاد تر از این حرفاست، مخصوصا از مدل ایرانیش، اونم بالای 40 ساله ها که میشدن مال نسل خیلی بسته، اینها همشون یه&nbsp; کم مخشون قاطی داره تو به دل نگیر.&nbsp; <BR>&nbsp;</P>
<P align=justify><BR>اینها الان شوخی بود یا جدی؟ </P>
<P align=justify><BR>&nbsp;<BR>هاااااااننننن این الان طنز تلخ بید. هاااننننن این الان یعنی که جدی در قالب شوخی بید. چون اینها تا وقتیکه حس کنن برای طرفشون مهم هستن واسه خودشون می برن و میدوزن که خوب دوستم داره دیگه که تلاش میکنه، پس بی خیال، یا خیلی وقتها از سیستم فالگیر ها استفاده میکنن، یعنی یه زمینه از خانواده و شخصیت طرف دارن، میدونن که این آدم ول کن برو نیست، پس حرف گوش نمیدن، اما مردایی که تو کانادا دچار مشکل شدن و میدونن که اینجا کسی از انداختن و رفتن هراسی نداره، فقط دیوونه ان، یا به عبارتی مشکلات روانی دارن، حالا بی خیال این حرفا <STRONG><FONT color=#990000>روز مادر مبارک!!!!!!!!!!!!!!!! </FONT></STRONG></P>
<P align=justify><BR>&nbsp;<BR>2- آفلاین گذاشته که مرجان از کدوم سایت میتونم یه مداحی اشک آور مربوط به شام غریبان پیدا کنم؟ اگه آنلاین شدی لطفا همین الان جواب بده ، لازم دارم شدید. میرم رو مسنجر میزنم الو؟ هستی؟ فوری میادد بالا میگه آره آره قربون دستت آف منو گرفتی؟ میگم آخه این وقت سال؟ الان؟ اونجا باید دیر وقت باشه، برای چی نوحه شام غریبان میخوای؟</P>
<P align=justify>&nbsp;<BR>میگه تو این خونه که من هستم ( خودش یه دختر فوق لیسانسه، پذیرش دکترا گرفته برای کانادا با بورسیه، منتظر ویزاست با چند تا دختر دیگه هم خونه است تهران) همه بچه ها تقاضا کرده بودن برای سوئد اینها هم زدن ردیففففففففففففففف تقاضاها رو رد کردن من موندم با یه عده تو این خونه که یکی اس ام اس میزنه به بوی فرندش از اونور اون زنگ میزنه اینو دلداری بده این زوزه میکشه هوووووووووووو اون یکی میگه وای اگه به بوی فرندم بگم میره سراغ یه دختر دیگه، اون منو میخواست که با من بیاد اونور، یکی دیگه زده تمام سی دی هاش رو شکسته، اون یکی سرشو کرده تو بالش اینقدر مشت کوبیده رو تخت که اعصاب من بدتر از اون تخت خرد و خمیر شده، به خواهر یکیشون زنگ زدم میگم بابا این آبجیتون مرد اینجا از بس گریه کرده بیا باهاش حرف بزن ببین چی میگه؟ این دختره داد میکشه نهههههههههههههههه چرا به اون زنگ زدی فضووووووللللللللللللللللللللل نمیخوام با هیچ خری حرف بزنم، مرجان جون دستم به دامنت یه نوحه بذارم بلکه اینها بشینن با صدای اون تا صبح یه دل سیر گریه کنن و سینه بزنن، اگه نه تنها کسیکه الان از پنجره خودش رو پرت میکنه پایین منم. یکی منوووووو نجات بده................................... </P>
<P align=justify><BR>&nbsp;<BR>3-&nbsp; نشسته بودیم تو یه رستوران ایرانی که آخر هفته رقص و آواز هم بر پاست ( مال حدود 1.5 ماه پیشه ) یه دختر 22 ساله هم که با خانواده اینجاست همراه ما بوده، همش گله که من دوست دارم دوست پسرم ایرانی باشه ولی پیدا نمیشه، همین موقع یه پسر اومد رد بشه بره خیلی معقول به نظر میومد ( فقط ظاهرش معقول بود ما چیز دیگه ندیدیم ها ) یکی از دوستا برگشته به این دختره میگه بیا الان این چه عیبی داره؟ خیلی آقا به نظر میاد، با حالت جیغ میگه اییییییییییییننننن؟؟؟؟؟؟؟؟ اینکه مو نداره کچله ( یه کم موهاش کم پشت شده بود ) همه ما ساکت میشیم، نیم ساعت بعدش چشمم میفته به یه پسری که کلی مو داشت رو سرش میگم خوب بیا این چطوره؟ میگه اه اه تو هم با این سلیقه ات، این چیه پشمالو !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ما همه خنده مون میگیره، یکیمون با صدای بلند داد میزنه میگه بابا تکلیفتو روشن کن، پشمالو یا کچل؟ میگه آهان نه من&nbsp; بد گفتم !! نگاه کن از زیر دکمه یقه پیراهنش معلومه تخته سینه اش پشمالوئه اه اه بدم میادددددددددد، حالم به هم میخوره، <STRONG>مرد باید کله اش پشمالو باشه سینه</STRONG> <STRONG>اش کچل</STRONG>،ما که همه امون یه 10 -12 سالی از این دخترک بزرگتریم رسما غلاف میکنیم و کفففففففففففف میکنیم که چرا ما تا به حال به این فرمول زیبا&nbsp; دست پیدا نکرده بودیم، قیافه هممون نشان دهنده حس وحشتناک عقب موندگی و هالویی است. من یهو میگم خداییش حالا مرد پشمالو بده؟ همه چشم و ابرو ها میره بالا،میاد پایین، لبا کج و کوله شونه ها یکی در میون بالا پایین، گردن ها لق لق میخوره اما هیچ صدایی از کسی در نمیاد، نه کسی میگه آره نه میگه نه، همه چنگالها میره تو ظرف خالی میاد بیرون کم کم دستا وول وول میخوره، راستی ها چه موضوع مهمی پیدا شده بود برای بحث مرد پشمالو خوبه یا بد؟؟؟؟؟؟؟ یکیشون میگه خوب تو که می پرسی خودت جواب بده حاضری سرتو بذاری رو سینه پشمالو؟ میگم اگه اون تو یه قلب باشه که برای من بتپه، اگه همزمان که من سرم اون رو هست، اونم دستشو بذاره رو موهام، محکم فشارم بده بگه دوستت دارم، چرا که نه؟ کی دیگه به اون پشم ها کار داره؟ 3-4 نفر میگن اه اه، پوست آدم خورده میشه، زبره، منم دیگه جواب نمیدم،</P>
<P align=justify>امروز نزدیکای ظهر همون دخترک با دوست پسرش که تازه نزدیک 10-12 روزه هموپیدا کردن اومد دم خونه امون یه چیزی بگیره، چشمم به پسره افتاد یه نگاهی به این دختر کردم، که یه دفعه قرمز شد، پسره فوق العاده آقا، خوش تیپ، جلوی سرش تا نیمه پشت تقریبا کامل بی مو، یه تی شرت یقه 3 دکمه داشت که دکمه بالاش باز بود، کلی مو زده بود بیرون از لای همون دکمه ها، بعد از اینکه باهاش سلام و علیک کردم، دختره اومده یه جوری بین من و پسره ایستاده که اون نبینش میگه، مرجان جون 3-4 روزه میخوام بیام اینو ازت بگیرم، هر کار میکنم اینو بذارم سر کار خودم تنها بیام نمیشه، <STRONG>آخرش هم آبروم رفت</STRONG>. خنده ام میگیره میگم اگه اون شب من اصرار میکردم تو نمیفهمیدی چی میگم، باید خودت می فهمیدی اونچه که <STRONG>تو وجود یک مرد مهمه میزان آرامشیه که بهت میده نه تعداد موهای رو سرش یا تخته سینه اش</STRONG>، مخصوصا اصرار نکردم که ببینم آخرش خودت چیکار میکنی. یادت هم باشه که<STRONG> آبرو با این چیز ها نمیره</STRONG> اگه قبولش کردی که همراهت باشه <STRONG>باید همه چیزش رو با هم قبول کنی،</STRONG> نه اینکه احساسش رو بخوای ولی ظاهرش رو دوست نداشته باشی. همون اول مزایا و معایبش ( از نظر خودت و تو ذهنت) رو بذار کنار هم ببین چی میخوای، بعدا تصمیم بگیر، میگه <STRONG>فعلا!!!!</STRONG> که <STRONG>دوستش دارم،</STRONG> جواب نمیدم، میدونم اگه بازم جواب بدم این متوجه نمیشه من چی میگم، <STRONG>ما آدم ها عادت کردیم همه چیز رو خودمون تجربه کنیم</STRONG>، هیچکس از دیگری درس نگرفته که این دومیش باشه، در نتیجه سکوت میکنم. <BR>&nbsp;</P>
<P align=justify>&nbsp;</P>
<P align=justify>&nbsp;</P>
<P align=justify><BR>&nbsp;<BR>&nbsp;</P>]]></description>
					<pubDate>Mon, 12 May 2008 01:00:17 GMT</pubDate>
					<comments>http://kavir-semnan.blogsky.com/Comments.bs?PostID=251</comments>
          <guid>http://kavir-semnan.blogsky.com?PostID=251</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[ زیپشو باز کن، حالشو ببر]]></title>
					<link>http://kavir-semnan.blogsky.com?PostID=250</link>
					<description><![CDATA[<P>&nbsp;</P>
<P align=justify>اینهم کل آلبوم <A href="http://rapidshare.com/files/114002373/Eshghe_Sorat.zip.html " target=_blank><STRONG>ع.ش.ق س.رع.ت</STRONG> </A>براى دانلود اینجاست. زیپ شده بعد از اینکه دانلود کردین زیپشو باز کنین ( بعد میگن فارسى را پاس بداریم، بعد میگن مرجان همیشه کارش به یه جا میکشه، الان به فارسى چیز دیگه هم میشه گفت جز اینکه زیپشو باز کنید، حالشو ببرین )</P>
<P align=justify>&nbsp; 
<HR>

<P></P>
<P align=justify>&nbsp;</P>
<P align=justify>&nbsp;میگن من بی ادبانه حرف میزنم، و کار آخرش به امعا و احشا بدن میرسه، اومدم ماجرای دیشب رو تایپ کنم هی گفتم اینو ننویسم اونو ننویسم ولی از آخرش که دلم طاقت نیاورد نوشتم دیگه ببخشید دیگه اگه بی تربیتیه. <BR>&nbsp;<BR>دیشب با 5 تا از دوستام رفته بودم بیرون، ماندانا، مژگان، مریم، آناهیتا، بهار و من. با 2 تا ماشین بودیم ، توی ماشین مریم برگشته میگه....................... مانی با خنده میگه..........................بالاخره رسیدیم به کاباره رستوران، نشستیم پشت میز، دیدیم میز پشت سری یه مشت مرد کج و کوله&nbsp;&nbsp; نشستن، مژگان میگه این مرده شکل............هست، نگاش میکنیم همه میزنیم زیر خنده،&nbsp; <BR>&nbsp;<BR>میگم ............................، مریم گفت........................ اون آقاه پشت سریه، یهو میگه.........................یه خانمی با شوهرش پشت سر ما بودن، خانمه میگه شما چه با حالین، شوهرش میگه................خانمه میگه علی تو هم آرههههههههههههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟ ما همه خندیدیم، میگم...............................مریم میگه خوراک امشب بلاگت در اومد، برو بنویس ، میگم نه بابا میگن من بی تربیتم، نمیدونن که شما ها بی تربیتین من میرم حرفاتونو می نویسم. دیگه تعریف نمیکنم، میگه تو...................شده .................مگه دلت طاقت میاره؟ اگه تو......................هستی، که میدونم امشب مینویسی. ...................................................بابا، ..................... میگم .................................، میگه بابا نه که تو میترسی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟بذار.............................، میگم اه زشته نگوووووو، دیگه اینطوریم نیست، اون دور و بریامون همه غش کردن از خنده، آقاه میگه شما چه دل زنده این، خانمش میگه آره والا خوش به حال شوهرتون، میگم............................................. زن و شوهر تو بغل هم از خنده غش میکنن. مانی میگه این ..........................رفته بوده..................... اونجا هم.........................دیگه زنش رسما ولو شده بود رو زمین. میگم تو حالت خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ میگه راستش نه، از دست شما، وای امشب به اینجا روح دادین شما</P>
<P align=justify>&nbsp;</P>
<P align=justify>&nbsp; 
<HR>

<P></P>
<P align=justify>&nbsp;اینهم متن ترانه به درخواست 2 نفر که خواسته بودن، ولی از این به بعد دیگه متن موسیقی رو تایپ نمیکنم، <BR>اینم چون ................برای همون............&nbsp;<BR>&nbsp;<BR>&nbsp;<BR>&nbsp;سرعت عشق یا عشق سرعت <BR>مدرنیته یا سنت <BR>تو محور شرارت <BR>ژیان و عشق سرعت <BR>&nbsp;<BR>مسکن رنج و درد <BR>به صورت قرص و گرد <BR>شام و نهار نداریم <BR>جاش میخوریم کی.ک ز.رد <BR>&nbsp;<BR>انتخابای تستی <BR>ازدواج های قسطی <BR>دوزار ته گنجه بود&nbsp; <BR>فرستادیم ف.لس.ط.ین <BR>&nbsp;<BR>موفقیت تضمینی <BR>موزیک زیر زمینی <BR>دکتر قلب نمیخوایم <BR>جراح فک و بینی <BR>&nbsp;<BR>غیرت سیب زمینی <BR>توسعه سبک چینی <BR>دم.وکراس.ی دینی <BR>پیتزای قرمه سبزی <BR>&nbsp;<BR>بچه های پاپتی <BR>چلو کباب ساعتی <BR>قاچاق زن به دوبی <BR>آدمهای غیرتی <BR>&nbsp;<BR>خون با اسانس H*I.V <BR>آنفولانزای مرغی <BR>یکی از وبا میمیره <BR>یکی جنون گاوی <BR>&nbsp;<BR>ذخیره های ار.زی <BR>تحرکات مر.زی <BR>هیچی دیگه ندایرم&nbsp; <BR>ا.عتبا.رات قرضی <BR>&nbsp;<BR>اقتصاد تزریقی <BR>مرخصی تشویقی <BR>سینمای فلسفی <BR>موسیقی تلفیقی <BR>&nbsp;<BR>عاشقای قزوینی <BR>توسعه سبک چینی <BR>دموک.راسی دینی <BR>پیتزای قرمه سبزی <BR>&nbsp;<BR>دیزی توی کافی شاپ <BR>مدیتیشن به قصد رخت.خوا.ب <BR>نذری میدن افطاری <BR>زرشک پلو با کچاپ <BR>&nbsp;<BR>دنیاهای مجازی <BR>دانشگاه یا شهر بازی <BR>قهرمانای ملی <BR>پروینن و حجازی <BR>&nbsp;<BR>داروهای تقلبی <BR>معت.ادای تفننی <BR>مد لباس ملی <BR>صنایع تسننی <BR>&nbsp;<BR>آموزش از راه دور <BR>فروش سوال کنکور <BR>نزول یا سود بانکی <BR>یا انتخاب یا که زور <BR>&nbsp;<BR>غیرت سیب زمینی <BR>توسعه سبک چینی <BR>دم.وکراس.ی دینی <BR>پیتزای قرمه سبزی <BR>&nbsp;<BR>&nbsp;</P>
<P align=justify>&nbsp;</P>]]></description>
					<pubDate>Sun, 11 May 2008 02:25:22 GMT</pubDate>
					<comments>http://kavir-semnan.blogsky.com/Comments.bs?PostID=250</comments>
          <guid>http://kavir-semnan.blogsky.com?PostID=250</guid>
				</item>
			
		
	</channel>
</rss>
